اين گونه استقلال ايران را نقض مىكنند » .
تحريم امپرياليستى نفت ايران و كاهش توليد نفت ، درآمد دولت را به ميزان چشم - گيرى كاهش داد ، وضع مالى - اقتصادى كشور بدتر شد و به شمارهء بيكاران افزوده گرديد .
گروههاى گستردهء مردم ايران آشفتگى و خشمشانرا نسبت به تحريكات و توطئههاى امپرياليستها از راه تظاهرات و مىتينگهاى تودهاى نماياندند ، اين تظاهرات در نيمه دوم سال 1951 و آغاز سال 1952 در تهران و شهرهاى ديگر ايران بهوسيله رهبران جنبش ضد امپرياليستى حزب توده ايران برگذار گرديدند ، اين حزب عملا از زيرزمين بيرون آمده بود ، اگرچه رسما هنوز غيرقانونى بشمار مىرفت و دولت مصدق اجازهء فعاليت آشكار را به آن نمىداد .
شركتكنندگان در مىتينگها و دمونستراسيونها ، جمعيت پيكار عليه كمپانىهاى نفتى امپرياليستى در ايران ، خواهان اقدامهاى تند دربارهء اجراى قانون ملى كردن نفت ، پايدارى سرسختانه در برابر سياست فشار و زور انگليسها - امريكائيها در ايران ، انجام بازرگانى خارجى بر پايه قراردادهاى پاياپاى ، كيفر متهمان تيراندازى تاريخ 15 ژوئيه 1951 به سوى تظاهركنندگان ميهنپرست بودند ، شركتكنندگان جنبشهاى ضد امپرياليستى همچنين همبستگى خود را با ملتهاى ديگريكه بهخاطر به چنگ آوردن استقلال و آزادى پيكار مىكنند ، اعلام داشتند .
در آغاز سال 1952 دومين كنگرهء جمعيت ملى پيكار عليه كمپانىهاى نفتى امپرياليستى برگزار گرديد ، ضمن اين كنگره ، جمعيت ، به « جمعيت ملى پيكار عليه امپرياليسم » تغيير نام داد . در همين كنگره اعلام شد كه مسئله جنبش ملى ، پيكار عليه سياست كليه دولتهاى امپرياليستى در ايران خواهد بود .
دولت مصدق با همكارى جنبشهاى تودهاى ، يك رشته اقدامهائى را بهمنظور محدود كردن فعاليتهاى امپرياليسم انگلستان در ايران آغاز كرد . در اوت 1951 دولت ايران خواست تا ژنرال كنسول انگليس در خوزستان كه آشكارا در امور داخلى ايران دخالت كرده است ، از ايران بيرون رود . در سپتامبر 1951 دولت مصدق حق عمليات ارزى « بانك انگليسى ايران و خاورميانه » را كه جانشين بانك شاهنشاهى ايران شده بود ، سلب كرد و اين كار را در انحصار بانك ملى ايران واگذاشت . مصدق دستور داد كه حساب جارى كليه مؤسسات ايرانى در بانك انگليس بسته شود و عملا فعاليتهاى بانك نامبرده در ايران متوقف گرديد . در ژانويه 1952 « بانك انگليسى ايران و خاورميانه » در ايران بسته شد .
در اكتبر 1951 بنا به تقاضاى دولت مصدق 300 كارشناس انگليسى پالايشگاه نفت آبادان و خوزستان از كار اخراج شدند و قرار شد ايران را ترك گويند . در ژانويه 1952 دولت ايران تقاضا كرد كليه كنسولگرىهاى انگليس در سرتاسر ايران به انگيزهء دخالت در امور
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 534
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٥٣٤