در اينباره به دست نياورد .
عقيم شدن تلاش بهمنظور بركنارى مصدق در ژوئيه 1952
مصدق از موافقت با كمپانيهاى نفتى انگليس و امريكا دربارهء مسئله نفت روى برتافت ، كليه كوششهاى اين كمپانىها براى به دست گرفتن دوبارهء صنعت نفت جنوب با ناكامى روبرو شد . در ارتباط با اين اوضاع در نيمه سال 1952 امپرياليستها و گروههاى مرتجع ايرانى وابسته به آنها ، تلاش كردند تا مصدق را از نخستوزيرى بر كنار كنند . مصدق براى پايدار كردن موقعيتش در 13 ژوئيه 1952 لايحهاى را به مجلس تسليم كرد كه بهموجب آن واگذارى اختيارات تام به مدت 6 ماه را از مجلس تقاضا كرد ؛ ضمنا اعلام داشت كه وزارت جنگ را خودش اداره خواهد كرد . اما در اثر مخالفت نيروهاى ارتجاعى مصدق نتوانست كنترل بر ارتش را به دست گيرد و ناگزير استعفا داد .
در 18 ژوئيه دوباره احمد قوام به سمت نخستوزيرى گماشته شد و بيدرنگ سركوبى جنبش تودهها را آغاز كرد . ساعات منع عبور و مرور اعلام شد و يكانهاى ارتش ، پليس و ژاندارمرى در خيابانها مستقر شدند تا مىتينگها و تظاهرات مردم را سركوب كنند . قوام با سفير امريكا در ايران به نام هندرسن مشورت مىكرد .
گماشته شدن قوام مرتجع به نخستوزيرى و فعاليتهاى تحريكآميزش ، اعتراض جوشان و پرخروش افكار عمومى و تودههاى گستردهء ايران را برانگيخت . همزمان در تهران ، آبادان و شهرهاى ديگر ايران تظاهرات و مىتينگهاى تودهاى عظيمى عليه قوام و امپرياليستهاى خارجى آغاز گرديد . روز 21 ژوئيه در تهران كليه مردم دست به اعتصاب عمومى زدند . تمام مغازهها ، مؤسسات ، بنگاهها و بازار تعطيل شدند . در ميدانهاى بهارستان ، توپخانه و قسمتهاى ديگر شهر مىتينگهاى عظيمى برگذار شد ، شركتكنندگان در تظاهرات خواهان استعفاى بيدرنگ قوام بودند . قوام كوشيد تا تظاهرات را با زور نيروهاى مسلح درهم شكند . به فرمان او در برابر تظاهراتكنندگان ، يكانهاى تانك ، زرهپوش ، پيادهنظام مكانيزه ، سوارهنظام ظاهر شدند ، اينان بهروى مردم آتش گشودند . اعتراض تودهها عليه اين دست - نشانده امپرياليستهاى امريكائى آن اندازه قاطع و جوشان بود كه قوام حتى موفق نشد ، كابينه وزيرانش را تشكيل دهد . سرانجام در شب 21 ژوئيه ناچار شد استعفا دهد . و پس از آن به بغداد گريخت .
روز بعد يعنى 22 ژوئيه دوباره مصدق به سمت نخستوزيرى برگزيده شد ، و ضمنا اداره امور وزارت دفاع ملى را هم بهعهده گرفت . اين گونه مصدق مستقيما به اداره امور