جنبش دموكراتيك ايران و اقدامات ضد شوروى تشويق مىكرد .
تمركز نيروهاى ارتجاعى
در بهار 1946 دوباره حمله باندهاى مرتجعان به سازمانهاى دموكراتيك و فعالان جنبشهاى دموكراتيك آغاز و زودتر از همه ، اين حمله در منطقه لاهيجان و بخشهاى ديگر گيلان كه املاك شخصى قوام در آنجا قرار داشت ، رويداد و البته اين جريان تصادفى نبود . پس از آن اوباش عامل ارتجاع در مازندران ، گرگان و اصفهان به جان مردم افتادند ، به غارت و ويرانى جايگاههاى سازمانهاى دموكراتيك پرداختند . باوجود اينكه در مناطق جنوبى ايران ، راههاى بازرگانى ايران را راهزنان و دزدان به ناامنى تهديد مىكردند و وجود قسمتهاى ژاندارم در آنجا براى تأمين امنيت مردم و آمدوشد در اين راهها ضرورى بود ، تقريبا 3 / 2 تمام ژاندارمهائيكه در جنوب بودند ، به شمال ايران بهويژه به مراكز صنعتى ، منتقل گرديدند .
در تابستان 1946 ، قوام آشكارا عليه جنبشهاى دموكراتيك و كارگران وارد پيكار شد . در 23 ژوئن 1946 اعلاميهاى صادر كرد كه ضمن آن سازمانهاى كارگران متهم به اخلال نظم اجتماعى و دخالت غيرقانونى در كارهاى قوهء مجريه ، شدند . قوام ضمن اشاره به فعاليت سازمانهاى كارگرى ، اعلام داشت كه اجازه نخواهد داد به عنوان دموكراسى در كشور آنارشيسم و نابسامانى حكمفرما گردد . صدور اين اعلاميه نشانهء تشديد هرچه بيشتر پيكار مرتجعان عليه سازمانهاى دموكراتيك بود .
قوام در 24 ژوئن 1946 تشكيل حزبى را به نام « حزب دموكرات » اعلام داشت .
در برنامه اين حزب گفته مىشد كه منظورش گويا تأمين استقلال ، حاكميت و تماميت ارضى ايران ، بهبودى وضع كارگران و دهقانان ، انجام اصلاحات ريشهاى در زمينه آموزش و پرورش ، بهداشت ، دادگسترى و سيستم مالياتى ، پيشرفت صنايع ، تجديد نظر در كليه قوانين بر پايه دموكراتيك و غيره بود . اين برنامهء پروعدهوعيد ، آنگونه كه عملا به ثبوت رسيد ، چيزى جز فريب تودههاى گسترده مردم و محافل دموكراتيك نبود .
نقش پيشرو را در حزب دموكرات قوام ، در پايتخت و استانها ، مرتجعان فعال ، و اعضاى حزب « عدالت » كه در سالهاى جنگ جهانى دوم تشكيل شده بود و گروهبندىهاى ارتجاعى ديگر ، بازى مىكردند . در اين حزب حتى چند تن از كارمندان بلندپايه دولت ، مالكان ، بازرگانان كه خواهان بهرهبردارى از امتيازات عضويت در حزب زير رهبرى نخستوزير به منظور ارضاء مقاصد مغرضانه و جاهطلبانهشان بودند ، شركت كردند .