بىطرف به استثناى مناطق اصفهان و يزد و منطقه كوچكى مجاور محل اتصال مرزهاى ايران و افغان ، به منطقه نفوذ انگلستان افزوده شد . ضمنا فعاليت بانك شاهنشاهى انگليس در منطقه نفوذ روس در اين موافقتنامه قيد گرديد . اين مقاولهنامه تسلط بىچونوچراى انگلستان را در منطقهء بيطرف محرز كرد ، اين گونه سرزمين ايران بهطوركلى به دو منطقه نفوذ ميان امپرياليستهاى شمال و جنوب تقسيم گرديد و ايران « تقريبا به صورت كشورى مستعمره درآمد » .
وضع داخلى ايران
جنگ باعث بينوائى و تنگدستى بيشتر تودههاى مردم ايران گرديد ، استثمار تودهها شدت يافت و شرايط لازم اقتصادى براى فعاليت سريع جنبش آزادى ملى تودهها فراهم گرديد ، البته در رأس اين جنبش باز هم بورژواهاى ناتوان محلى قرار داشتند . در اثر كاهش كالاهاى وارداتى به ايران شرايط مساعدى براى پيشرفت بورژوازى داخلى پديد آمد . گروههاى بورژوا - مالك و خرده بورژوازى ، در استفاده از وضع موجود به منظور انجام عمليات بورسبازى شتاب مىكردند . احتكار انواع كالاها ، كمك مالى خارجى به برخى از اشخاص ، امكان انجام معاملات بازرگانى با بعضى از واحدهاى نظامى خارجى و سرانجام شدت استثمار زحمتكشان ، تا اندازهاى باعث افزايش سرمايههاى شخصى و رشد توليد كالاهاى محلى گرديد . اشغال برخى از مناطق به وسيله نيروهاى نظامى خارجى ، و حتى تلاش امپرياليستها براى تحميل برخى از هزينههاى عمليات جنگى به دوش ايرانيان ( مثلا تعمير لولههاى نفت شركت نفت ايران و انگليس ) باعث برانگيختن خشم مردم ايران گرديد و روحيه ضد امپرياليستى گروههاى ميهنپرست جامعه ايران را توان بخشيد . در شرايط فشار و زور امپرياليستهاى روس و انگليس و گرايش نسبى ايرانيان به امپرياليسم آلمان كه در ايران مواضع اقتصادى مهمى را در اختيار نداشت ، نمايندگان طبقه حاكم به دو دسته تقسيم شدند ، عدهاى سياست انگليس و روس را عينا در ايران اجرا مىكردند و عده ديگر هواخواه آلمانها بودند . گروههاى دستراستى ايرانى كوشش مىكردند با روش كجدار و مريز با اين دو گروهبندى جنگى بيگانه رفتار كنند و از تضاد ميان آنها بهره ببرند .
گيرودار جنبش آزادى ملى در ايران به فعاليتهاى حزب دمكرات ايران و كميته پان اسلاميسم « اتحاد اسلام » كه ضمن آغاز جنگ با شركت عوامل ترك در تهران تشكيل گرديد ، وابسته بود .
هنگام انتخابات مجلس سوم حزب دمكرات دوباره تجديد سازمان يافت و توانست