تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
انگلستان هم كوشش داشت دولت ايران را به عنوان وسيله‌اى به منظور اجراى سياست تجاوزكارانه استعماريش به خود جلب كند . منظورش آن بود كه در برابر طرح حمله فرانسويان از راه ايران به هندوستان واكنش نشان دهد و ضمنا مىخواست اجازه ورود آزادانه كالاهاى بازرگانى انگلستان را از دولت ايران به دست آورد . دولت انگلستان به سال 1800 نماينده‌اى به نام سروان مالكم از هندوستان به ايران فرستاد و به او مأموريت داد تا گرايش شاه را به سوى انگلستان عملى سازد . مالكم به وسيلهء تطميع و رشوه در 4 ژانويه 1801 توانست پيمانى سياسى و بازرگانى را بين ايران و انگليس منعقد كند . كه به موجب آن شاه متعهد شد ، هنگاميكه دولت افغانستان به قلمرو بريتانيا در هندوستان تجاوز كند ، دولت ايران به افغانستان حمله‌ور شود و با آن كشور هيچگونه پيمان صلحى نبندد ، مگر آنكه از ادعاى خود مبنى بر اشغال سر - زمين‌هاى متعلق به انگلستان ، چشم بپوشد . شاه همچنين ملزم شد كه از مذاكرهء با فرانسويان خوددارى كند ، هيئت نمايندگى فرانسه را از ايران براند و اجازهء اقامت به آنها را در ايران ندهد . انگلستان هم متعهد شد ، كه سازوبرگ و اسلحه و مهمات ارتش ايران را هنگاميكه مورد حمله فرانسويان يا افغانان قرار گيرد ، تأمين كند . در زمينهء بازرگانى ، بازرگانان انگليسى و هندى به موجب اين پيمان امكان يافتند آزادانه در كليه بندرهاى جنوبى ايران اقامت گزينند ، و بدون پرداخت حقوق گمركى به ايران ، ماهوت ، فراورده‌هاى فولادى و آهنى را وارد كشور كنند . پيمان مالكلم حتى عليه روسيه هم بود . به دولت ايران وعده داده شد هنگام تيرگى روابط ايران و روس دولت بريتانيا از ايران پشتيبانى خواهد كرد .

پيوستن گرجستان به روسيه

به سال 1800 پادشاه كارتلى - كاختى به نام گئوركى 12 ، به تزار روس مراجعه و از او تقاضا كرد كه قلمرو پادشاهى او را به امپراطورى روسيه ملحق كند . در 12 سپتامبر 1801 الكساندر اول ، تزار روس بيانيه‌اى را صادر و ضمن آن الحاق گرجستان شرقى را به روسيه رسما اعلام داشت . در سالهاى 1803 - 1804 شاهزاده‌نشين‌هاى مينگرل و گورى ، و به سال 1810 آنجاريا تبعيت امپراطورى روسيه را پذيرفتند . الحاق گرجستان به روسيه مفهوم پيشرفته‌اى را داشت چون اين سرزمين از هجومهاى ويرانگرانهء و فشارهاى غارتگرانه كارگذاران شاه ايران و پادشاهان سلطان ترك رهائى مىيافت . از ميان رفتن پراكندگى و تجزيهء گرجستان ، پيشرفت نيروهاى توليدى و فرهنگى آن سرزمين را امكان‌پذير مىساخت .