1 - حوادث عام البلوى ، يعنى حوادثى كه نوع مردم به آن مبتلا هستند .
2 - حوادث شاذ البلوى ، يعنى حوادثى كه برخى از مردم در بعضى از مكانها و زمانها ، آنهم به ندرت بدانها مبتلا مىشوند ، لكن اين حوادث مورد ابتلاء اكثر مردم نيستند .
آنگاه : در حوادث عام البلوى فرموده : بعد الفحص و اليأس از دستيابى به دليل ، اصالة البراءة جارى مىشود ، همانطور كه اصوليين بدان قائلاند .
و در حوادث شاذ البلوى مىگويد : بعد الفحص و اليأس عن الدليل هم نمىتوان اصالة البراءة را جارى نمود ، بلكه بايد توقّف كرده و احتياط كنيم همانطور كه اخباريين بدان قائلاند .
* پس مراد از عبارت ( و لا بدّ من حكاية كلامه . . . ) چيست ؟
اين است كه شيخ عين عبارت جناب محقّق را هم از كتاب معتبر ايشان و هم از كتاب معارج الاصول كه دو كتاب فقهى و اصولى هستند نقل نموده ، تا خواننده خود قضاوت كند كه نسبت مذكور ناتمام بوده و جناب محقّق در مسئلهء مزبور مفصل نمىباشد ، بلكه مثل بقيهء اصوليين بقول مطلق برائتى بوده .
* عقيدهء جناب محقق در معتبر چيست ؟
اين است كه منابع احكام شرعيه پنج امر است :
كتاب ، سنت ، عقل ، اجماع و استصحاب ، كه استصحاب خود بر سه قسم است :
1 - استصحاب حال عقل ؛ 2 - عدم الدليل ؛ 3 - استصحاب حال شرع .
* منظور محقق از استصحاب حال عقل چيست ؟
همان برائت اصليه و ازليّه است ، يعنى در ازل پيرامون فلان مسئله حكمى نبود اكنون من پيرامون حكم آن شك مىكنم ، لكن استصحاب مىكنم همان عدم ازلى و يا عدم قبل از شرع و يا عدم قبل از بلوغ را .
* شاهد مثال جناب محقق بر استصحاب مزبور چيست ؟
1 - يك مثال از شك در تكليف و شبههء وجوبيّه است و آن اين است كه :
نماز وتر قبل از شرع مقدس اسلام و يا قبل از دوران بلوغ بر من واجب نبود ، حال بعد از نزول شرع مقدّس و فرارسيدن بلوغ در وجوب آن بر خودم شك مىكنم ، در اينجا استصحاب مىكنم برائت ذمّهء اصليه را قبل از شرع .
2 - يك مثال از شك در مكلّف و شبههء وجوبيّه و دوران ميان اقل و اكثر و آن اين است كه : اگر شخصى به هر وسيلهاى چشم حيوان كسى را كور نمود آيا بايد نصف قيمت حيوان را بپردازد يا نصف نصف قيمت را . يعنى پرداخت اقل بر او واجب است يا اكثر ؟
سپس مىگويد : نسبت به اقل كه قدر متيقّن است حكم به ديه مىشود ، لكن نسبت به اكثر كه
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 9
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٩