حال : اگر كسى در موضوعى از موضوعات مثل اقامه در نماز ، مدّعى شود كه حكم ( فى المثل ) ، وجوب است ما به اصل اوّلى مذكور تمسّك كرده مىگوئيم :
اگر حكمى در اين موضوع باشد بايد با دليل شرعى ثابت شود ، لكن اللازم منتف فالملزوم مثله .
* پس مراد از عبارت ( و هذا الدليل لا يتمّ . . . ) چيست ؟
اين است كه از آنجا كه استدلال فوق يك قياس استثنائى است با بيان دو مقدمه تمام و تكميل مىشود : 1 - اثبات ملازمه 2 - بيان انتفاء لازم .
* اثبات ملازمهء مزبور چگونه است ؟
اگر حكمى در حقّ ما منجز شود و عقابآور باشد بايد دليلى شرعى برآن حكم دلالت كند لكن اگر دليلى شرعى برآن دلالت نكند ، تكليف بما لا يطاق است و يا عقاب بلابيان .
تكليف بما لا يطاق و يا عقاب بلابيان قبيح است و از مولاى حكيم صادر نمىشود .
* بيان انتفاء لازم چگونه است ؟
ادلّهء احكام منحصر در پنج دليل است . ( صغرى )
بعد الفحص در ادلّهء مذكور ، دليلى بر حكم مزبور نيافتيم . ( كبرى )
پس : با انتفاء لازم ، ملزوم هم منتفى و باطل است . ( نتيجه )
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 11
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١١