( تشريح المسائل )
* حكايتكننده در عبارت ( المحكيّ عن المحقق . . . ) كيست ؟
جناب محقّق قمى رحمه اللّه در كتاب قوانين .
* مراد از عبارت ( لأنّ الأصل براءة الذمّة ) چيست ؟
اين است كه قبل از شرع ، ذمّه از وجوب نماز وتر ، برى بوده است و چون پس از شرع نيز علم به وجوب آن نداريم ، برائت ذمّه را استصحاب مىكنيم .
* تطبيق ديهء چشم حيوانى كه كسى آن را كور نموده با استصحاب حال عقل چگونه است ؟
بدين گونه است كه مىگوييم :
در موردى كه فردى يك چشم حيوانى را كور نمايد ، چون برخى از فقهاء نصف قيمت حيوان را بر جانى واجب دانستهاند و برخى ربع آن را مىتوانيم بگوييم :
ربع قيمت قطعا واجب است ، لكن زائد برآن مشكوك است و اصل مقتضى برائت از آن است .
* مشاراليه ذلك در عبارت ( امّا لامع ذلك . . . ) چيست ؟
ما يعلم انّه لو كان . . .
* غرض از عبارت ( استصحاب حال الشرع ) چيست ؟
اين است كه : مستصحب به دليل شرع ثابت شده باشد ، همان گونه كه اگر كسى به واسطهء نداشتن آب تيمّم كرد و مشغول نماز شد و سپس در طول نماز آب پيدا شد ، تكليف او چيست ؟
برخى از فقهاء فرمودهاند : نماز او باطل است .
برخى ديگر معتقدند كه نماز او صحيح است .
اما گروه دوّم در اثبات مدّعاى خود استدلال كردهاند كه : نماز قبل از وجود آب مشروع بوده و شرع ما را در خواندن آن مجاز قرار داد ، لذا اكنون نيز مشروعيّت آن استمرار دارد .
* مقدمة بفرماييد نظر مشهور اصوليين و حضرات اخباريين در شبهات بدويهء تحريميه چه بود ؟
1 - مشهور اصوليين بعد الفحص و اليأس بطور مطلق برائتى شدند و قائل به تفصيل ميان حوادث عام البلوى ( مورد ابتلاء ) و شاذّ البلوى نشدند .
2 - اخباريين در مسئله بطور مطلق احتياطى شدند و باز قائل به تفصيل نشدند .
* حاصل مطلب در عبارت ( المحكيّ عن المحقق . . . ) چيست ؟
اين است كه جناب محقّق قمى صاحب قوانين از اصوليين به جناب محقّق اوّل صاحب شرايع نسبت دادهاند كه ايشان در شبهات بدويه قائل به تفصيل شده و حوادث و وقايع را به دو دسته تقسيم نموده است :