* پس مراد از ( ففى كون اصل البراءة مرجّحا لما . . . الخ ) چيست ؟
اين است كه وقتى دليلى بر اصالة الاحتياط وجود نداشت و ما قائل به برائت شديم :
1 - آيا اصل برائت را مرجّح يكى از دو متعارض قرار داده و دليلى را كه موافق با اصل برائت است مورد ترجيح قرار مىدهيم ؟
2 - و يا حكم به توقف كرده ( و اخذ به هيچيك نمىكنيم ) و يا قائل به تساقط مىشويم و سپس به عنوان مرجّح بودن عند الحيرة به سراغ اصل برائت مىرويم ؟
3 - و يا اينكه حكم به تخيير كرده مىگوئيم : در متعارضين مخيريد كه موافق احتياط را اخذ كنيد و يا مخالف را ؟
* منظور از ( فى اوّل الامر او دائما . . . ) چيست ؟
اين است كه آيا اين تخيير ، تخيير ابتدائى است بدين معنا كه در اولين واقعه مكلف مخيّر است و لكن در واقع بعدى الى يوم القيامة بايد به همان حديث عمل نمايد ؟
و يا اين تخيير ، تخيير استمرارى است . بدين معنا كه در هر واقعهاى مكلّف استقلال دارد و مخيّر است كه حديث مخالف احتياط را اخذ كند يا موافق آن را .
* حاصل مطلب در ( المقصود هنا نفى وجوب الاحتياط . . . ) چيست ؟
اين است كه مراد ما در اينجا نفى وجوب احتياط است كه ثابت گرديد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 64
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٦٤