و سر آغاز مسلمانى است و جاى ترديد در وجوب آن نيست . از مجلسى ( ره ) -
« و لا تقل ان الامر قد فرغ منه »
مقصود از امر پيدايش هر پديده است و پرورش آن و نهى از اين گفتار دو وجه دارد :
1 - اينكه اين پندار باطل است زيرا گفتار يهود و برخى حكماء است كه گويند : هر چه شدنى بوده شده و خدا كار تازهاى ندارد . بلكه بايد ايمان داشت به بداء و اينكه خدا سبحانه هر روز در كارى است و هر چه خواهد محو كند و هر چه خواهد ثبت كند و ام الكتاب در بر او است و قدر و قضاء مانع دعا نيستند زيرا هر ديگرگونى در لوح محو و اثبات روا است و به علاوه خود دعا هم از اسباب قضاء است و امر به دعاء هم از آنها است .
2 - اينكه گرچه براى هر پيشآمدى مقدرى است كه در لوح محفوظ است و تغييرش نتوان داد ولى اين مانع از دعا نيست و بدين نظر نتوان دعا را بىاثر شمرد و از آن دست كشيد چنانچه تحقيق آن در كتاب عدل گذشت و در اينجا نيز به وجه اختصار آن را ياد آور شويم و حاصل خبر اين است كه از آن به دو وجه پاسخ داده است :
1 ) دعاء بذات خود مطلوب است چون عبادتى است بزرگ و به مقامى بلند مىرساند در نزد خدا تعالى كه رسيدن بدان جز با دعا و زارى ممكن نيست .
هر چه بايد بشود بيش و كم دارد و بسا به واسطهء شرطى از ميان برود مثلًا عمرش سى سال باشد ، اگر صلهء رحم نكند و شصت سال باشد اگر بكند ، در فلانه روز يك درهم روزى دارد اگر دعا نكند و بيشتر از آن نخواهد و دو درهم است اگر دعا كند و فزونى خواهد و همچنين در امور ديگر و حاصل اينكه براى هر موجود حادث شرايطى است و اسبابى و خدا نخواسته كارها را بىاسباب انجام دهد و دعا هم از جمله اسباب است و اگر دعا نكند به او داده نشود و دانش خدا تابع معلوم است و علت آن نيست و قضا و قدر حتمى نيستند
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 608
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٠٨