گفته است زيرا چون دعا باشد در استيجاب ثواب خدا و پاداش او چون حديث ديگر كه فرمايد : چون ستايش من بنده را از درخواست من باز دارد به دو بهتر از آنچه به درخواستكنندهها بدهم عطا كنم ، پايان نقل از مجلسى ( ره ) .
من گويم : حقيقت دعا همان درخواست و توجه خدا است به عنوان يك آفريننده بر بنده و مخلوق خود و صيغهء اصلى آن در عربى : يا اللَّه ، و اللّهم ، است و در فارسى : اى خدا ، خدايا ، و اجابت آن همان توجه حق است به بندهء خود كه چون به تعبير عادى در آيد ، در عرب : لبيك ، گفته شود و در فارسى معمولى به كلمهء كوتاه ( ها ) تعبير شود و موضوع درخواست چيزى از خدا در حقيقت معنى دعا وارد نيست و به عبارت ساده : دعا ، در اصل به معنى گدائى از خدا نيست بلكه به معنى خداخواهى و خداجوئى است و به همين معنى با آيهء مورد بحث در حديث تطبيق مىشود و با احاديث نبويه مذكوره منطبق مىگردد بىآنكه نياز به تكليف و توجيه داشته باشد و به همين معنا مغز و حقيقت عبادت و پرستش است چنانچه در اخبار اين باب بيايد ، و مقصود از قول خدا ( 200 سوره بقره ) : « چون مناسك خود را به پايان آورديد خدا را ياد كنيد چنانچه پدران خود را ياد مىكنيد يا ياد عميقترى » ياد پدر همان توجه زبونانه و توأم با احترام است كه در نهاد كودك نسبت به پدر نهفته است و چون كودك خردسال و سادهاى گويد : بابا ، بابا ، آقا جان ، همين حقيقت دعا و نيايش در آن نهفته است .
از مجلسى ( ره ) - خدا در سورهء مؤمن فرمايد : « مرا بخوانيد تا براى شما اجابت كنم » طبرسى گفته : يعنى هر گاه مصلحت باشد كه اجابت شما كنم و هر كه از خدا چيزى خواستار شود و او را بخواند بناچار بايد شرط مصلحت كند يا در زبان يا در دل و گر نه بسا باشد درخواست مفسده كند و آن زشت است ، و از ابن عباس نقل شده كه : معنى آيه اين است كه : « مرا
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 606
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٠٦