خدا زيرا خدا به هر چيزى دانا است ) دوم در سورهء احزاب به اين تعبير : ( پيغمبر به مؤمنان از خودشان اولى است و زنانش مادر آنهايند و اولو الارحام بعضىشان اولى هستند به بعضى در كتاب خدا از مؤمنان و مهاجران جز اين كه بخواهيد نسبت به دوستانتان احسان كنيد ، اين در كتاب ثبت بوده است ) .
در آيهء اول چون مقابل اولى مقدر است دو معنى دارد ، اول آنكه اولو الارحام بر يك ديگر از خودشان اولى هستند ، دوم آنكه نسبت به بيگانه اولى هستند و به معنى دوم دلالت بر مطلب ندارد ، و اما آيهء دوم هم دو وجه دارد ، يكى اين كه من المؤمنين را بيان اولو الارحام بگيرى ، و ديگر آنكه صله اولى باشد و بيان طرف مقابل اولى را بيان كند و همان معنى دوم را بدهد كه منظور اولويت ارحام است از بيگانه ، و ظاهراً منظور امام همان آيهء دوم است كه انسب به اين معنى است ، زيرا اول حق رسول و ازواج او را بيان كرده و بايد اين جمله هم براى بيان حق ارحام آن حضرت باشد و روايت صدوق ( ره ) هم مؤيد آن است ، ( حديث 2 باب آتى ) در علل به اسناد خود از عبد الرحيم قصير آورده كه از امام باقر ( ع ) پرسيد از قول خدا عز و جل ( (
النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ
) ) تا ( (
فِي كِتابِ اللَّهِ
) ) كه در بارهء چه كسى نازل شده ؟ فرمود : در امر امامت نازل شده ، اين آيه در حسين بن على و اولاد وى نازل شده ، ما اولى هستيم به امر امامت و به جانشينى از جانب رسول خدا از سائر مؤمنين و مهاجرين ، گفتم : اولاد جعفر بهره از آن دارند ؟
فرمود : نه ، و من خاندانهاى عبد المطلب را يكى يكى بر شمردم و امام فرمود : نه ، و اولاد امام حسن را فراموش كردم ، و بعد از آن خدمت او رسيدم و گفتم : اولاد امام حسن بهرهاى از امامت دارند ؟ فرمود : نه ، اى عبد الرحمن هيچ محمدى را در آن بهرهاى نيست جز ما را ، و در اين روايت هم ( ( مِن ) ) را صلهء اولى تقرير كرده و براى بيان طرف مقابل اولى دانسته و مفهوم آيه اولويت آنها است در برابر جانب و ذكر اولاد حسين از آيه فهميده نمىشود بلكه از ظهور مطلب و تواتر نص ميان خاص و عام ثابت است ، تا اينجا كلام مجلسى است ( ره ) .