تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 683

مساهمون:

ص٦٨٣
در كتاب " رموز الشهادة " در موارد مختلفه حادثهء شهادت ابى عبد اللَّه ( ع ) اين موضوع را كاملًا شرح داده‌ام . زيد بن على ( ع ) و فرزندش يحيى در شمار مصلحان مذهبى و رهبران فداكار خاندان پيغمبرند ، البته شخص امام معصوم كه قيّم عالم امكان است از اين حكم بر كنار است مگر در صورتى كه جانشين او معين باشد كه امر امامت را به او بسپرد ، با توجه به اين موضوع جلالت مقام زيد روشن است و اين منافات ندارد كه امام وقت نهى صريح از جهاد صادر كند ، چون اين نهى از نظر تكليف عمومى و اعلام عدم وجود شرط جهاد است و اين موضوع فداكارى و جانبازى براى دين فوق قانون عمومى است و مردان وارد در آن را بايد مردان فوق قانون تعبير كرد ، موضوع اعمال فوق قانون هم در قرآن مجيد در داستان ملاقات موسى با آن مرد صالح كه بعضى او را خضر نامبرده‌اند تصريح شده است . و اما راجع به متن حديث بايد متوجه بود كه انتقاداتى از آن نسبت به زيد بن على فهم مىشود : 1 - موضوع جهل به امام زمان خود و ترديد در اصل وجوب امامت . 2 - توجيهى كه مؤمن الطاق و معروف به احوال از جهل او به امام كرده است ، كه اگر پدرش امامت امام پنجم را به او خبر مىداد قبول نمى كرد و به دوزخ مىرفت و اين جهل سبب نجات او است و از اينجا فهم مىشود كه جهل مانند زيدى در خاندان ائمه آن هم نسبت به چنين امر مهمى پيش خدا عذر مقبولى است . 3 - اهانتى كه امام در آخر نسبت به زيد اظهار مىدارد كه مى فرمايد از شش جهت راه را بر او بستى ، يعنى به حق او را در هم شكستى واقعاً چگونه مىتوان تصور كرد كه مانند زيد بن على با اين مقام از فضل و در بن خاندان امام سجاد از موضوع امامت بىخبر باشد .