گفتم : نه ، فرمود : آن اندازهگيرى و مرزبندى است از بقاء و فنا ، پائيدن و نابودى . گويد : سپس فرمود : قضاء همان محكم گذاشتن و هستى خارجى برپا داشتن است . گويد : از آن حضرت اجازه خواستم براى اينكه سرش را ببوسم و عرض كردم : گرهى را براى من گشودى كه آن را ناديده گرفته بودم .
( 1 ) 5 - ابراهيم بن عمر يمانى از حضرت صادق ( ع ) فرمود : خدا خلق را آفريد و سرانجام آنها را مىدانست با اين حال به آنها امر و نهى كرد و به هر چه امرشان كرد راه مخالفت آنها را باز گذاشت و آنها هر چه بكنند و نكنند به اذن خدا است يعنى با اعلام او نسبت به سرانجام روشى كه اتخاذ كنند .
( 2 ) 6 - امام صادق ( ع ) فرمود : رسول خدا فرموده است : هر كه معتقد است خدا امر به بدى و هرزگى مىكند به خدا دروغ بسته و هر كه خوبى و بدى را بىخواست خدا مىداند خدا را از سلطنتش بر كنار دانسته . و هر كه گمان برد گناهان ما به نيروئى است كه خدا نداده است بر خدا دروغ بسته و هر كه به خدا دروغ بندد او را به دوزخ برد .
( 3 ) 7 - اسماعيل بن جابر گويد : در مسجد مدينه مردى بود كه در باره قدر سخن مىگفت و مردم گرد او را گرفته بودند ، گويد :
من به او گفتم : اى فلانى ، از تو پرسشى دارم ، گفت : بپرس ، گفتم :
در ملك خدا تبارك و تعالى چيزى باشد بر خلاف اراده او ؟ گويد :
لختى دراز سربزير انداخت و سپس سر برداشت و گفت : اگر بگويم
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 451
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤٥١