است .
( 1 ) 3 - حسن بن على وشاء گويد : از امام رضا ( ع ) پرسيدم :
خدا كار را به بندهها واگذارده ؟ فرمود : خدا عزيزتر از اين است ، گفتم : آنها را به معصيت مجبور كرده ، فرمود : خدا عادلتر و حكيمتر از اين است . گويد : سپس فرمود : خدا فرمايد : اى پسر آدم ، من به حسنات تو از خودت علاقمندترم و تو به گناهانت از من علاقمندتر و شايستهترى ، تو گناه را هم به نيروئى كردى كه من به تو دادم .
( 2 ) 4 - يونس بن عبد الرحمن گويد : امام رضا ( ع ) به من فرمود :
اى يونس ، هم عقيده قدريه ( تفويضى مذهب ) مباش زيرا آنها نه هم قول اهل بهشتند و نه هم قول اهل دوزخاند و نه هم قول شيطان .
بهشتيان در بهشت گويند : حمد از آن خدائى است كه ما را به اين نعمت بهشت رهنمائى كرد و ما رهياب نبوديم اگر خدا ما را رهنمائى نمىكرد ، اهل دوزخ در دوزخ گويند : پروردگارا شقاوت بر ما چيره شد و ما مردم گمراهى بوديم ( در دنيا ) ابليس هم گويد :
پروردگارا به سبب اينكه تو وسيلهء گمراهى مرا فراهم ساختى ، من گفتم : به قول آنها معتقد نيستم ، من مىگويم چيزى نباشد جز به اينكه خدا خواهد و اراده كند و مقدر سازد و اجراء كند ، فرمود : اى يونس ، چنين نيست ، چيزى نباشد جز آنچه خدا خواهد و اراده كند و مقدر سازد و اجراء كند .
اى يونس ، مىدانى مشيت چيست ؟ گفتم : نه ، فرمود :
نخستين يادآورى . مىدانى اراده چيست ؟ گفتم : نه ، فرمود : آن عزم و آهنگ بر چيزى است كه مىخواهد . مىدانى قدر چيست ؟
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 449
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤٤٩