تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
( 1 ) على ( ع ) - تو گمان مىكنى كه قضاء خدا بر بنده حتم است و قدر او بايست است و از بنده سلب اختيار مىكند ؟ اگر حقيقت مطلب اين باشد ، ثواب و عقاب و امر و نهى و بازداشتن از طرف خدا همه بيهوده گردد و وعدهء پاداش و وعيد كيفر لغو شود و گنهكار را سرزنشى نشايد و خوش كردار را ستايشى نبايد و بايد گنهكار را بهتر از نيكوكار مورد تفقد و احسان قرار داد و نيكوكار را به كيفر سزاوارتر دانست ( چون كه گنهكار رنج گناه برده و نيكوكار لذت فرمانبرى چشيده يا به اعتبار اينكه متمرد در جنگ و جهاد كسى را نكشته ولى مطيع بناچار خونهائى از دشمنان ريخته است ) اين عقيده همكيشان بت‌پرستان است و دشمنان حضرت رحمان و حزب شيطان و قدرى مذهبان و مجوسيان اين امت اسلامى ، براستى خداى تبارك و تعالى تكليف را مقرون به اختيار ساخته و نهى و غدقن خود را به حساب خود را باش پرداخته و به كردار اندك ثواب بسيار داده ، نافرمانى از او ، چيرگى بر او نيست و فرمانبرى از وى به زور نباشد و خودكارى يكباره هم به مردم نداده و آسمانها و زمين و هر چه ميان آنها است بيهوده نيافريده و پيغمبران مژده بخش و بيم ده را هم عبث مبعوث نكرده ، واى بر كسانى كه كافرند از آتش دوزخ . شيخ اين شعر را سرود :
تو باشى امامى كه از طاعت تو * اميد نجات است از رب و غفران تو هر مشكلى را كنى حل و واضح * ز احسان جزايت دهد رب احسان
( 2 ) 2 - ابى بصير از امام صادق ( ع ) فرمود : هر كه معتقد باشد كه خدا به هرزگى دستور مىدهد به خدا دروغ بسته و هر كه معتقد باشد كار خوب و كار بد بنده‌ها از او است بر خدا دروغ بسته
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 447 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى