( 1 ) نه به زير پرده بودن ، آشكار و ممتاز نه به حساب وجود مسافت و فاصله مكانى ، ازليتش سد راه جولان افكار است و هميشه پائيدنش دست رد زن به سينههاى خردهاى سركش و تندرو ، كنه و حقيقت او ديدههاى تيزبين را وامانده كرده است و وجودش اوهام تيز پر و چرخنده را از پاى در آورده ، هر كه خدا را وصف كند او را محدود كند و هر كه او را محدود كند در شمارهاش افكند و هر كه در رشتهء شمارهاش آرد ازليت او را باطل كرده و هر كه گويد : كجا است او را در سوئى شناخته و هر كه گويد : بر چيست ؟ نسبت به او خلاء فرض كرده ، و هر كه گويد : در كجا است ؟ او را گنجانيده است .
. ( 2 ) 6 - فتح بن عبد الله وابسته بنى هاشم گويد : به ابى ابراهيم ( ع ) ( امام هفتم ) نامهاى نوشتم و از او از توحيد پرسيدم ، به خط خود جواب نوشت : سپاس از آن خدائى است كه سپاس خود را به بندگانش الهام كرده و همان روايت - 5 - را كه سهل بن زياد نقل كرده بود نقل كرده تا آنجا كه گويد : و وجوده جوائل الاوهام ، و سپس بر آن افزوده است كه :
آغاز پذيرش دين از خدا شناختن او است و كمال شناسائيش يگانه دانستن او است و كمال يگانه دانستنش نفى صفات از او است ، چون هر صفتى گواه است كه جز موصوف است و هر موصوفى هم جز صفت است و به همراه هم گواه دوئيت باشند كه در وجود ازلى و قديم ممتنع است ، هر كه خدا را وصف كند او را محدود كرده و مرزبندى نموده است و هر كه محدودش كند او را بر شمرده و هر كه
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 405
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤٠٥