( 1 ) از آنگاه پرورنده بود كه پروريدهاى در ميان نبود و شايسته پرستش بود كه پرستندهاى وجود نداشت و دانا بود كه هنوز معلومى تحقق نيافته بود و شنوا بود كه هنوز مسموعى در فضا طنين نيانداخته بود .
( 2 ) 5 - اسماعيل بن قتيبه گويد : من با عيسى شلقان نزد امام صادق ( ع ) رفتم و آن حضرت با ما آغاز سخن كرد و فرمود : من در شگفتم از مردمى كه سخنهائى به امير المؤمنين ( ع ) مىبندند كه هرگز لب بدان نگشوده ( يعنى به او نسبت الوهيت بندند و او را بپرستند با اينكه على ( ع ) در مقام تنزيه خدا و بندگى خود چنين خطبهاى دارد ) امير المؤمنين براى مردم كوفه چنين خطبه خواند :
سپاس از آن خدا است كه سپاس خود را در نهاد بندگان در اندازد و همگان را بر راه شناسائى پروردگاريش آفريده ، بوسيله خلقش به خود رهنمائى كرده و به پديدش خلقش ازليت خود را ثابت نموده ، آنها را شبيه آفريده تا دليل باشد كه او را شبيهى نيست ، آيات خود را گواه نيرويش گرفته و ذاتش از پذيرش اوصاف ممتنع است و رؤيتش از پذيرش ديدن ، و احاطه به او از قدرت وهم بر كنار است ، بودنش را مدتى نيست و بقايش را نهايتى نه ، مشاعر شامل او نشوند و پردهاى نيست كه او را در پس خود گيرد ، پردهء ميان او و خلقش همان آفرينش آنها است ، براى آنكه آنچه را ذات آفريدگان پذيرد مقام حضرت او را نشايد و آنچه در ذات او نبايد ممكنات را شايد و باز براى جدائى صانع و مصنوع و حد گذار و حد پذير و پرورنده و پرورده ، او است يگانه نه از نظر شمارش ، و آفريننده نه به حساب تحمل جنبش ، بينا نه به ابزار ديده ، و شنوا است نه بدست آويز وسيله ، گواه نه با حضور و تماس ، نهان
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 403
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤٠٣