محدود نتوانند كرد و ديدهها از احاطه به حضرت او وامانند ، و الا است از آنچه واصفان او را ستودهاند و برتر است از هر چه مداحان در بيان مدح او گفتهاند ، دور است در عين نزديكى و نزديك است در عين دورى ، و او است كه در دورى خود نزديك است و در نزديكى خود بسيار دور و او است كه چگونگى را آفريده و نتوان گفت چگونه است و جايگزينى را تحقق بخشيده و نگويند كجا است ، زيرا در آستان او چطور است و كجا است راه ندارند .
( 1 ) 4 - امام صادق ( ع ) فرمود : در اين ميان كه امير مؤمنان بالاى منبر كوفه سخنرانى مىكرد ، مردى به نام ذعلب كه در سخنرانى زبانى شيوا داشت و دلى دلير نزد او به پا خاست و گفت : يا امير المؤمنين آيا پروردگار خود را ديدهاى ؟ فرمود : واى بر تو ذعلب ، من نيستم آنكه خدائى را كه نديدم بپرستم ، عرض كرد : يا امير المؤمنين ، چطور او را ديدى ؟ فرمود : واى بر تو ذعلب ، ديدهها با گواه بينش او را نديدهاند ولى دلها به حقيقت ايمان و گرايش به او رسيدهاند .
اى ذعلب خود را باش ، به راستى پروردگار من بىاندازه لطيف است در همه چيز در آيد و كسى دركش ننمايد و باريك بين و نكته سنج است و با اين حال به نرمى ستوده نشود ، و بىاندازه بزرگ است و به درشتى وصف نشود ، و بىاندازه سترگ است و به كلانى وصف نشود ، و بىاندازه و الا است و سطبرى و غلظت ندارد ، پيش از هر چيز است ، نتوان گفت چيزى پيش از او است ، پس از هر چيز باشد و نتوان گفت دنباله است ، همه چيز را خواسته و آفريده نه با توجه به خاطر ، همه چيز را خوب درك كند بىنيرنگ و وسيلهء ، در همه چيز باشد و نه بدانها آميخته است و نه از
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 399
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٩٩