( 1 ) دارد و آن را متقن ساخته است يعنى او از نظر احاطه علمى و پروريدن در اشياء هست بدون تماس با آنها .
( 2 ) 2 - ابراهيم ( يا صيقل باشد يا كرخى يا بصرى ) از امام صادق ( ع ) روايت كند كه فرمود : به راستى خداى تبارك اسمه و تعالى ذكره و جل ثنائه ، منزه است و مقدس ، يگانه است و تنها ، هميشه بوده و هميشه هست ، او است اول ، او است آخر و او است ظاهر و هم باطن ، اول بودنش را آغازى نيست ، در اعلاى علوّش رفيع است و اركان او فراز است و دستگاهش منيع است . عظيم السلطان است و راد نعمت است و بزرگواريش درخشان است ، آن است كه همه ستايش گويان از كنه وصفش درماندهاند . و توان تحمل معرفت الهيت او را ندارند و نتوانند او را محدود نمايند ، زيرا با چگونگى نتوان به آستان حضرت او رسيد .
( 3 ) 3 - فتح بن يزيد جرجانى گويد : در برگشت من از مكه به خراسان در راه به امام رضا ( ع ) پيوستم كه به عراق سفر مىكرد ، از او شنيدم مىفرمود : هر كه از خدا بپرهيزد محفوظ ماند و هر كه از خدا اطاعت كند او را اطاعت كنند ، من وسيلهجوئى عميقى كردم تا بحضور آن حضرت رسيدم و به او سلام دادم و پاسخ سلام مرا داد فرمود : اى فتح ، هر كه خدا را خشنود دارد از خشم مخلوق باك ندارد و هر كه خدا را به خشم آرد سزد كه خدا خشم مردم را بر او بگمارد ، و به راستى خالق را نتوان ستود جز بدان چه خودش خود را ستوده است ، از كجا توان وصف كرد آنكه را حواس از دركش عاجزند و اوهام نيز به آستان او نرسند ، خاطرههاى پر جولان او را
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 397
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٩٧