( 1 ) الكريم رو به همراهان خود كرد و گفت : دلم دردى گرفت ، مرا برگردانيد ، او را برگردانيدند و در منزل مرد ، خدايش نيامرزاد .
( 2 ) 3 - محمد بن عبد الله خراسانى خادم امام رضا ( ع ) گويد :
مردى از مادىها شرفياب حضور امام ( ع ) شد و جمعى هم نزد آن حضرت بودند ، امام رضا ( ع ) به او فرمود : آهاى مرد بگو بدانم اگر عقيده شما درست باشد با اينكه درست نيست آيا ما و شما هم سود و برابر نيستيم ؟ آنچه نماز خوانديم و روزه داشتيم و زكات پرداختيم و اقرار كرديم زيانى به ما ندارد ؟ آن مرد خاموش ماند و پاسخى نداد ، باز امام فرمود : ولى اگر عقيده ما درست باشد و مسلما درست است ، چنين نيست كه شما هلاك شديد و نجات يافتيم ؟
آن مرد گفت : ( خدايت رحمت كناد ) به من بفهمان ، خدا چگونه است و كجا است ؟
امام : واى بر تو ، اين فكرى كه دنبالش رفتى غلط است ، خدا با خلق ماده ( كه در مكان بوده ) مكان را تحقق بخشيده و خود در مكان نيست ، او است كه چگونگى را پديد آورده و چگونگى در وى نيست ، او را نتوان به چگونگى و به جايگاه شناخت ، به هيچ حسى درك نشود و با چيزى سنجيده نگردد .
آن مرد : در صورتى كه به هيچ چيزى درك نشود چيزى نيست و واقعيتى ندارد .
امام : واى بر تو ، چون حواس تو از ادراك وى درماندهاند ، منكر پروردگاريش شدى ولى به دليل اينكه حواس ما از ادراك او درمانده يقين كرديم كه او پروردگار ما است و بر خلاف همه چيزها است كه آنها را به حواس خود درك كنيم .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 229
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٢٩