تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
( 1 ) آن مرد : به من بگو از چه زمانى بوده است . امام : تو به من بگو از چه زمانى نبوده است تا من بتوانم بگويم از چه زمانى بوده است . آن مرد : دليل بر وجود او چيست ؟ امام : چون من تن خود را بنگرم و توانا نيستم كه در طول و عرضش كم و زيادى كنم و همه بديها را از آن دور كنم و هر سودى را براى آن جلب كنم ، دانستم كه اين ساختمان وجودم سازنده دارد و به او اعتراف كردم ، با اينكه مىبينم گردش چرخ به توانائى او است و هم پيدايش ابرو گردش باد و چرخش خورشيد و ماه و ستاره‌ها و آيات شگفت آور و روشن ديگر را و دانستم كه براى اين وضع منظم حسابگر ايجادكننده‌اى است . ( 2 ) 4 - عبد الله ديصانى از هشام بن حكم پرسيد و به او گفت : تو را پروردگارى است ؟ گفت : آرى . ديصانى : توانا است ؟ هشام گفت : آرى ، قادر است و قاهر . ديصانى : مىتواند دنيا را در يك تخم مرغ جاى دهد به وضعى كه نه تخم مرغ بزرگ شود و نه دنيا كوچك گردد . هشام : به من مهلت جواب بده . ديصانى : من تا يك سال به تو مهلت دادم . هشام مسافرت كرد ، سوار شد و خدمت امام صادق ( ع ) رسيد ، اجازه ورود خواست و به او اجازه دادند و شرفياب شد و عرض كرد : يا بن رسول الله ، عبد الله ديصانى يك مسأله‌اى برايم طرح كرده كه در آن جز به شما و خدا پناهى نيست . امام ( ع ) فرمود : چه از تو پرسيده ؟ گفت : چنين و چنان گفته است .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 231 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى