تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
( 1 ) پيدا شدى و چيزى نبودى ، بزرگت كرده با اينكه خرد بودى ، توانايت نموده پس از اينكه ناتوان بودى و باز هم پس از توانائى ناتوانت كرده ، بيمارت كرده پس از تندرستى و تندرستت كرده پس از بيمارى ، خوشدلت كند پس از خشم و به خشمت آرد پس از خوشدلى ، و اندوهت دهد پس از شادى و شادى پس از اندوه ، مهرت دهد بعد از دشمنى و دشمنى پس از مهر ، به تصميمت آرد پس از سستى و به سستى اندازدت پس از تصميم ، به خواست آردت پس از نخواستن و به بد داشتن پس از خواستن ، رغبت به تو بخشد پس از هراس و هراس پس از رغبت ، اميدت دهد پس از نوميدى و نوميدى پس از اميد ، آنچه در وهمت نيست به خاطرت آرد و آنچه در خاطر دارى از آن محو كند . پى در هم قدرت نمائيهاى خدا را كه در وجود خود من بود برشمرد و نتوانستم جوابى بدهم تا آنجا كه معتقد شدم در اين گفتگوئى كه ميان ما جارى است محققا او پيروز است و حق با او است . ( در سند ديگر اين قسمت را به حديث ابن ابى عوجاء اضافه دارد ) . ( اين قسمت اضافى در پاره‌اى نسخ خطى هست كه ما داريم و شيخ صدوق هم در توحيد آورده به نقل از على بن محمد بن حمران دقاق از محمد بن يعقوب كلينى ، مجلسى هم در مرآت العقول به شرح اين قسمت اضافه پرداخته ) ( نقل از پاورقى طبع طهران مصحح آقاى ميرزا على اكبر غفارى ) . گويد : ابن ابى العوجاء روز ديگر حضور امام صادق ( ع ) رفت و خاموش نشست و دم نزد ، امام به او فرمود : گويا آمدى قسمتى از گفتگوئى كه داشتيم اعاده كنى ؟ عرض كرد : يا بن رسول الله مقصودم همين است . امام فرمود : چه بسيار شگفت آور است كه