آنكه خلق شوند هر دو نورى در پيشگاه خداوند متعال بودند ؟ و چون فرشتگان آن نور را ديدند كه شعاعى تابان از آن درخشيدن گرفت ، گفتند : معبودا و بزرگوارا ! اين نور چيست ؟ آنگاه بود كه خداوند تعالى به آنان وحى فرستاد كه اين نور ، نور من است ؛ اصلش نبوّت و فرعش امامت است . اما نبوّت براى بندهام و فرستادهام محمّد است ، و امّا امامت براى حجّتم و دوستم ، على است ، و اگر اين دو نبودند مخلوقم را نمىآفريدم .
- آيا ندانستى كه پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله ، در غدير خمّ دو دست على عليه السّلام گرفت - به نحوى كه مردم زير بغل آن دو را مىديدند - و او را سرپرست و امام مردم قرار داد ؟
- و روزى در « سراى بنى نجّار » ، حسن و حسين را به دوش گرفته بود يكى از اصحابش به آن حضرت گفت : يكى از اين دو را به من بده [ به دوش بگيرم ] . فرمود :
خودم خوب باربرى هستم ! و اين دو هم خوب سوارهاى هستند ، و پدرشان از آنها بهتر است .
- و روزى با اصحابش نماز مىخواند ، سجدهاى از سجدههايش را طول داد .
چون سلام داد ، گفتند : يا رسول اللَّه سجده را طول دادى . فرمود : « پسرم بر من سوار شده بود ، دوست نداشتم پيادهاش كنم تا خود پايين آيد » .
و همه اين امور براى نشان دادن رفعت و شرافت آنان بود و پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله خود رسول ، نبىّ و امام بود و على عليه السّلام فقط امام بود نه رسول بود و نه نبىّ ، پس او تحمّل سنگينى مقام نبوّت را نداشت .
محمّد بن حرب هلالى گفت : باز هم بيشتر بفرماييد .
امام صادق عليه السّلام فرمود : به راستى كه تو شايسته آنى كه بيشتر بگويم : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله ، على عليه السّلام را بر دوشش گرفت تا به مردم بفهماند كه او پدر فرزندانش ، و امام امامان از صلبش است ، عبايش را در « نماز باران » وارونه پوشيد تا به اصحابش
الأربعون حديثا (چهل حديث) (فارسى) — صفحة 72
مساهمون: الشهيد الأول
ص٧٢