و سخن رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله كه فرمود : « پروا داشته باشيد از فراست و زيركى مؤمن .
زيرا كه او به نور خداوند تعالى مىنگرد » .
گفتم : اى پسر رسول خدا ! مرا از مسألهام خبر ده .
فرمود : مىخواهى از من بپرسى كه چرا به هنگام درهم ريختن بتها بر بام كعبه ، على عليه السّلام رسول خدا را بر دوش نگرفت [ بلكه پيامبر ، على را به دوش گرفت ] ؟ با اينكه قوّت و قدرت على عليه السّلام در باب كندن قلعهء خيبر و دور انداختن آن به چهل ذرع پشت سر خود ، در حالى كه چهل نفر نمىتوانستند آن را بر دارند [ بر كسى پوشيده نيست ] . - و از طرفى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بر اسب و شتر و الاغ سوار مىشد و در شب معراج بر براق سوار گرديد . - و همهء اينها در قوّت و قدرت بسى پايينتر از وى بودند ؟
گفتم : به خدا سوگند همين را مىخواستم بپرسم : اى پسر رسول خدا ! جوابم بده . فرمود : على عليه السّلام در پيشگاه پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله شرف و فضيلتى [ خاصّ ] داشت . و به همين جهت پا بر دوش آن حضرت نهاد و بدان وسيله آتش شرك را خاموش و هر معبودى جز خدا را باطل نمود . و اگر على عليه السّلام پيامبر را براى ريختن بتها بالا مىبرد در آن صورت پيامبر به واسطه على عليه السّلام مقام و مرتبت پيدا مىكرد و به وسيله او به ريختن بتها دست مىيافت و اگر چنين مىبود على عليه السّلام افضل از او مىشد ، [ و حال آنكه چنين نيست ] . مگر نديدى كه على عليه السّلام فرمود : چون پا بر دوش رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نهادم ، شرافت و مرتبت پيدا كردم تا جايى كه اگر مىخواستم به آسمان برسم ، هر آينه مىرسيدم .
- آيا ندانستى كه اين چراغ است كه به وسيلهء آن در تاريكى راه يافته مىشود و شعاع نور از اصل نور است ، على عليه السّلام فرمود : « من از احمدم ، همچون روشنايى كه از نور است » ؟
- آيا ندانستى كه محمّد و على - كه درود خدا بر آن دو باد - دو هزار سال پيش از
الأربعون حديثا (چهل حديث) (فارسى) — صفحة 71
مساهمون: الشهيد الأول
ص٧١