ديگر : ظهار در مرحلهء فعليّت عقاب ندارد و حال آنكه حكم و استحقاق عقاب دارد .
( * ) ظهار چيست ؟
ظهار نوعى طلاق است كه در جاهليت انجام مىشد و در فقه توضيح داده شده است .
( * ) مراد از عبارت ( كما فى العزم على المعصية . . . ) چيست ؟
اين است كه : در باب عزم و اراده بر گناه در مبحث تجرّى كتاب القطع گفته شد از برخى اخبار به دست مىآيد كه قصد و نيت معصيت حرام است ، لكن معفوّ است يعنى : عقابى ندارد ، پس : تلازمى در كار نيست و آيه دليليّتى بر اين تلازم ندارد .
( * ) غرض از ( على انّه لو انتفت الفعلية انتفى الاستحقاق ) چيست ؟
اين است كه : اگر متنازعين توافق كنند كه وقتى فعليّت عذاب منتفى باشد ، استحقاق آن نيز منتفى است مىتوان در نفى ملازمه به اين آيه استدلال نمود .
( * ) نظر جناب آخوند در استدلال به اين آيه در ما نحن فيه چيست ؟
مىگويد : استدلال به آيهء شريفه مذكوره در برائت از تكليف مشكوك ناتمام است چرا كه ميان استحقاق عقاب با فعليّت آن ملازمهاى نمىباشد .
( * ) دليل آخوند بر عدم ملازمه در اينجا چيست ؟
اين است كه : نفى تعذيب قبل از بيان و اتمام حجّت ، منت بر بندگان است چرا كه ممكن است مكلّف مستحق عقاب باشد ، لكن به خاطر منت مولى ، اين عقاب فعليّت پيدا نكند .
( * ) چهارمين آيهء شريفهاى كه اصوليين در اثبات اصل برائت در شبهات بدويه بدان استدلال كردهاند ، كدام آيه است ؟
آيهء شريفه
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ ما يَتَّقُونَ .
ترجمه : خداى سبحان هيچ قومى را پس از اينكه هدايتشان كرد گمراه نمىگرداند تا اينكه آنچه را بايد از آن اجتناب نمايند بر ايشان بيان نمايد .
( * ) تقريب استدلال به آيهء مزبور جهت برائت چيست ؟
1 - پيش از بيان ، خذلان و واگذاردن يك قوم كه خود عذابى دردناك است سزاوار نيست .
2 - در شبههء تحريميّه ، منشا شبهه ، شك و جهل مستند به عدم بيان شرعى است .
پس : ارتكاب به موارد شبههء تحريميه ( مثل : استعمال دخانيات ) به دليل عدم بيان عقاب ندارد .
( * ) نظر شيخ پيرامون استدلال مذكور چيست ؟
اولا : اين آيه نيز همانند آيهء سوم به قرينهء
( وَ ما كانَ ) / 115
كه فعل ماضى است در مقام اخبار از عذاب دنيوى