مىشود ، مخالفت با حكم عقل هم ، در دنيا مذمتآور است .
يكى در مرحلهء استحقاق عقاب اخروى است يعنى : آيا همانطور كه اگر شارع چيز را واجب و يا حرام كند مخالفت با آن سبب استحقاق عقاب مىشود ، اگر عقل نيز چيزى را تصبيح و يا تحسين كند مخالفت با آن موجب استحقاق عقاب مىشود .
يكى هم در مرحلهء فعليّت عقاب است يعنى : آيا همانطور كه وقتى شارع چيزى را حرام مىكند سؤال مىكنيم كه آيا مخالفت با آن موجب فعليّت عقاب مىشود يا نه ، حكم تحريمى عقل چطور است آيا مخالفت با حكم تحريمى عقل موجب فعليّت عقاب مىشود يا نه ؟ .
( * ) كدام يك از مرحلهء چهارگانه از محلّ نزاع خارجاند ؟
مرحلهء چهارم ، چرا كه چهبسا مخالفت با خطاب شارع موجب فعليّت عقاب نشود ، چه رسد به مخالفت با خطاب عقلى .
( * ) كداميك از مراحل مزبور ، مورد بحث در باب ملازمهاند ؟
مرحله اول ، دوم و سوّم .
( * ) كداميك از مراحل مزبور مورد بحث در اينجاست ؟
مرحلهء سوّم .
( * ) آيهء شريفهء مورد بحث بر كداميك از مراحل چهارگانه دلالت دارد ؟
بر مرحلهء چهارم .
يعنى : آيهء شريفه در مرحلهء چهارم دلالت دارد بر عدم ملازمه در فعليت عقاب ميان حكم عقل و حكم شرع ، چرا كه آيهء شريفه در مقام نفى فعليت عقاب است .
( * ) منظور از بيان اخير چيست ؟
اين است كه : آيهء
ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ
به اين معناست كه ما در خارج عذاب نكرديم ، نه اينكه ، مستحق عذاب نيستند .
بنابراين آيه ارتباطى با سه مرحلهء قبلى ندارد . بدين معنا كه : آيه دلالت بر اين معنا ندارد كه در مرحلهء استحقاق هم تلازمى وجود ندارد ، چرا كه ممكن است ملازمه باشد و ممكن است نباشد .
از طرفى ، ما نحن فيه و مسئله مورد بحث ما همين مرحله استحقاق است . بنابراين وجهى براى استدلال به اين آيه شريفه بر عدم ملازمه نمىباشد .
( * ) حاصل مطلب در عبارت ( ثم إنّه ربما يورد التناقض على من جمع . . . الخ ) چيست ؟
بيان ميرزاى قمى صاحب قوانين است در تضعيف جمع بين استدلال به آيه جهت اثبات برائت و رد