امتهاى سلف است و هيچ مساسى با ما نحن فيه كه در ثبوت و نفى عقاب اخروى است ، ندارد .
نكته :
اين بيان شيخ نيز قابل خدشه و مناقشه است و پاسخ به آن همان است كه به بيان قبلى شيخ در آيهء سوم داديم .
ثانيا : به فرض تعميم و عدم اختصاصش به امم گذشته ، دلالتش بر مطلوب اضعف از دلالت آيهء قبلى است ، چرا كه در آيهء قبل سخن از بلا و عذاب دنيوى بود ولى گفته شده به درد ما نحن فيه نمىخورد .
لكن در اين آيه :
1 - صحبت از مجرد خذلان و به خود واگذاردن است .
2 - خذلان و به خود واگذاردن متوقف بر بيان شده است يعنى : پس از بيان احكام اگر مخالفت كردند آنها را دچار خذلان و سلب توفيق مىكند .
توقف داشتن عذاب دنيوى بر بيان ، ارتباطى به موقوف بودن عذاب اخروى برآن ندارد .
( * ) آيا اين پاسخ شيخ قابل مناقشه و اشكال نمىباشد ؟
چرا قابل اشكال است و خود ايشان نيز با عبارت ( اللهم بالفحوى ) آن را رد كرده و قائل به دلالت آيهء مزبور بر برائت در شبهات بدويه مىشود .
( * ) مراد از فحوى ( اللّهم بالفحوى ) در پايان متن چيست ؟
قياس اولويّت است كه در اصطلاح اصولى به ( لحن الخطاب ) تعبير مىشود .
( * ) تقريب فحوى در مسئله مورد بحث چيست ؟
اين است كه :
1 - خداى تعالى از روى رأفت و رحمت بندگانش را در امر معاش و معادشان مخذول و به خود وانگذارد .
2 - جهت رفع عذاب و گرفتارىهاى دنيوى آنچه را كه شايسته است آنها بدانند بر ايشان بيان نموده .
پس عقاب اخروى را كه به مراتب شديدتر از عذاب دنيوى است ، بالاولوية ، قبل از بيان و اعلام احكام در حقّشان روا نمىداند .
پس : حق اين است كه : اين آيهء شريفه مىتواند مثبت اصل برائت در شبهات . . . باشد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 64
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٦٤