13 - فقه الرضا : از عالم روايت دارم كه هر كه يكدرهم از مال يتيم بناحق بخورد خدايش جاويدان در دوزخ اندازد و روايت است كه خوردن مال يتيم از گناهان كبيره است كه دوزخ بر آن وعده داده شده ، زيرا خدا عز و جل ميفرمايد : راستى آنان كه اموال يتيمان را بستم ميخورند جز آن نيست كه در دل خود آتش خورند و البته دچار جهنم سوزان شوند و روايت است كه هر كه با مال يتيم سوداگرى كند و سود دهد از آن يتيم باشد و زيانش بر سوداگر است ، هر كه مال يتيم را بدست گيرد يا چيزى از آن وام بردارد ضامن همه آن باشد و زكاتش بر او است نه بر يتيم ، و روايت است كه از مال يتيمان بپرهيزيد و دست بدان نبريد و آن را در بر نگيريد ، و هر كه دست بدان برد و چيزى از آن خورد گويا تيكه آتش خورده ، و روايت است كه از خدا بترسيد و كسى از شما دست بمال يتيم نزند كه خدا جل ثنائه خودش به حساب او رسد آمرزيده شود يا عذاب كشد .
آخر زمان يتيمى احتلام است ، و من از عالم روايت دارم كه پس از احتلام يتيمى نيست ، و چون محتلم شد او را در كارهاى خرد و ميانه و كلان آزمايند و اگر رشيد و دانا باشد مالش را به او دهند و گر نه به همان حال بماند تا برشد رسد ، و روايت است كه توانگرتر خاندان و فقيه آنها كه عالم است ميتواند در مال يتيم بصلاح او تصرف كند و زيانى و سودى بر او نباشد بلكه بر يتيم باشد و توفيق از خدا است .
14 - تفسير عياشى : از على بن ابى حمزه كه از امام ششم پرسيدم از قول خدا : و ندهيد به سفيهان اموال خود را فرمود : آنان يتيمها باشند كه مالشان را به آنها ندهيد تا رشد آنها را بدانيد ، گفتم : چطور مال آنها مال ما باشد ؟ فرمود : چون شما وارث آنها باشيد ، و در روايت عبد الله بن سنانست كه آن حضرت فرمود : ندهيد بميخواران و زنان .
15 - همان : از امام ششم ( ع ) كه ميفرمود : نجده نامى حرورى بابن عباس نوشت كه يتيمى كى از يتيم برود ؟ در پاسخش نوشت وقتى به اشد خود رسد كه احتلام است جز اينكه رشد او معلوم نباشد و سفيه يا ناتوان باشد كه بايد به او كمك كرد .
16 - همان : كه از امام ششم ( ع ) پرسيدند از تفسير :
فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ
كه مقصود از رشدى كه در آنها فهميده شود چه باشد ؟ فرمود :
نگهدارى از مالش .
17 - همان : از امام صادق ( ع ) در تفسير قول خدا :
فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ
فرمود : چون ديديد آل محمد را دوست دارند يكدرجه آنها را بالا ببريد 18 - همان - از محمد بن مسلم گفت : پرسيدمش از مردى كه از برادرزاده يتيم خود