تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
را بهم جفت كرد . 5 - همان : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه عيسى بن موسى از من پرسيد در باره گوسفند يتيم و شتر درشتى كه چه اندازه از آنها حلال است براى سرپرست آن ، من گفتم : ابن عباس ميگفت اگر سرپرست حوض آبشان را تعمير كند و گمشده آنها را بجويد و زخمى آنها را روغن مالى كند حق دارد از شير آنها بخورد اما ته دوش نكند و نسل را تباه نكند . 6 - خصال : بسندش تا امام باقر ( ع ) فرمود : چهارند كه هر كه دارد خدا خانه‌اى در بهشت برايش بسازد ، هر كه يتيمى را پناه دهد و بناتوانى مهربانى كند و به پدر و مادر خود دلسوزى كند ، و بمملوكش نرمش كند . در محاسن و ثواب الاعمال مانندش آمده : و گويم برخى اخبار در باب بر بوالدين و باب جوامع مكارم در اين باره گذشته . 7 - امالى طوسى : بسندش تا پيغمبر ( ص ) كه فرمود : اى ابى ذر راستش من براى تو دوست دارم آنچه براى خود ، من تو را ناتوان بينم هرگز امير دو كس مشو و تصدى مال يتيم را مپذير . 8 - همان بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه فرمود : هر كه سرپرستى كند يتيمى را تا از او بىنياز گردد خدا بدان بهشت بر او واجب كند چنان كه براى كسى كه مال يتيمى را خرده دوزخ را واجب كرده . 9 - ثواب الاعمال : بسندش تا امير مؤمنان ( ع ) كه مرد و زن مؤمنى نباشد كه دست ترحم بر سر يتيمى كشند جز كه خدا بشمار هر مو كه دست بر آن گذر كرده حسنه‌اى نويسد . 10 - همان : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه بنده خدائى نباشد كه از مهر دست بر سر يتيمى كشد جز خدا بهر تار مو در قيامت نورى به دو عطا كند . 11 - همان : بسندش تا رسول خدا ( ص ) : هر كه نخواهد سخت دل باشد نزد يتيمى رود و به او مهر ورزد و دست بر سرش كشد تا باذن خدا دلش نرم شود ، راستى كه يتيم حقى دارد ، و در حديث ديگر او را بر سر سفره خود نشاند و دست بر سرش كشد دلش نرم شود كه چنين كند باذن خدا دلش نرم گردد . 12 - همان : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه فرمود : چون يتيم گريد عرش برايش لرزد به او خدا تبارك و تعالى فرمايد كيست كه بنده‌ام را گرياند و من پدر و مادرش را در خردسالى از او گرفتم ، بعزت و جلالم قسم كسى آن يتيم را آرام نكند جز كه بهشتم را بر او واجب ميسازم .