تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
داد تا گفت پذيرش از دعوت‌كننده . قرب الاسناد مانندش را آورده . 3 - قرب الاسناد : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه فرمود سه تا جفاكاريست : اينكه كسى با كسى هم صحبت شود و نام و كنيه‌اش را نپرسد و اينكه كسى بخوراكى دعوت شود و نپذيرد يا بپذيرد و از آن نخورد ، و جماع كسى با زنش پيش از بازى كردن با او . 4 - محاسن : بسندش تا امام باقر ( ع ) كه شيوه رسول خدا ( ص ) بود كه دعوت را پذيرا ميشد . 5 - همان : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه قبول دعوت حق مسلمانست . 6 - همان : بسندش از امام ششم ( ع ) فرمود : از حقوق واجب مؤمن بر مؤمن است كه چونش دعوت كند پذيرا گردد . بسند ديگر مانندش را آورده . 7 - همان : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه فرمود : سفارش كنم حاضر و هم غائب امتم را كه دعوت مسلمان را پذيرد و گرچه تا پنج ميل ( ده كيلومتر ) زيرا كه آن از دينداريست . 8 - همان : بسندش تا رسول خدا ( ص ) فرمود : اگر مؤمنى مرا براى صرف پاچه گوسفندى دعوت كند بپذيرم كه آن از دينداريست خدا براى من نخواسته شيوه بت‌پرستان و منافقان و خوراكشان را . 9 - همان : بسندى تا رسول خدا ( ص ) كه اگر دعوت شوم به پاچه گوسفندى بپذيرم . 10 - همان : بسندى از رسول خدا ( ص ) فرمود : درمانده درمانده‌ها آنكه بطعام برادرش خوانده شود و آن را وانهد . 11 - دعوات راوندى : رسول خدا ( ص ) فرمود : هر كه دعوت را نپذيرد نافرمان خدا و رسول است و بد ميداشت قبول دعوت كسى كه توانگران بر خوان او حاضر شوند نه مستمندان . 12 - نهج البلاغه : در نامه آن حضرت بعثمان بن حنيف انصارى حكمران آن حضرت بر بصره ، و به آن حضرت خبر رسيد كه دعوت شده بمهمانى يكى از مردم بصره و پذيرفته . اما بعد : اى پسر حنيف به من گزارش شده كه مردى از جوانان بصره از تو بمهمانى دعوت كرده و بدان شتافتى و غذاهاى رنگارنگ برايت گزيده شده ، و قدحها نزد تو آوردند ، و من گمان نداشتم پذيرا شوى خوراك مردمى را كه مستمندشان گرسنه است و توانگرشان خوانده بنگر بدان چه از اين آخر ميجوى و هر چه بر تو مشتبه است آن را بدور انداز و آنچه يقين دارى حلال است از آن برگير ، تا آخر آن نامه كه گذشته .