تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩

باب نودم خوب خوردن در خانه برادر مؤمن

اخبار باب

: 1 - محاسن : بسندش تا امام ششم كه به مردى كه داشت مىخورد فرمود : ندانى كه دوستى هر كس به برادرش به اين شناخته شود كه نزد او بيشتر بخورد . 2 - همان : بسندش تا امام صادق ( ع ) كه ميفرمود : دوستى مرد به خوردن او از طعام برادرش شناخته شود . 3 - همان : بسندش از يونس بن يعقوب كه با امام ششم كباب خوردم و آن حضرت نزد من ميافكند ، سپس فرمود : گفته‌اند : دوستى هر كس به خوردن او از طعام برادرش سنجيده شود . 4 - همان : بسندش تا عبد الله بن سليمان صيرفى كه نزد امام ششم ( ع ) بودم و خوراكى براى ما آوردند كه در آن بود و چيزهاى ديگر سپس كاسه‌اى برنج آوردند و با آن حضرت خوردم و فرمود : بخور گفتم : خوردم ، فرمود : بخور كه دوستى مرد با برادرش سنجيده شود به گستردگى خوردن از طعام او وانگه با انگشت خود لقمه‌اى بر گرفت از كاسه برايم و فرمود : بايد بخورى پس از آنكه خورده بودم و من آن را خوردم . 5 - همان : بسندش از حارث بن مغيره كه نزد امام صادق ( ع ) رفتم و سفره خواست و برنج آوردند و از آن خوردم تا سير شدم پس آن حضرت خطى در كاسه كشيد و فرمود : ترا قسم كه بخورى تا پشت اين خط . 6 - همان : بسندش از هشام بن سالم كه بهمراه عبد الله بن ابى يعفور نزد امام ششم ( ع ) رفتم و ما گروهى بوديم و چاشت خواست و چاشت خورديم و آن حضرت هم با ما خورد ، من جوانتر همه بودم و در خوردن كوتاهى ميكردم ، به من فرمود : بخور ندانى كه شناخته شود دوستى مرد با برادرش به خوردن طعام او . 7 - همان : بسندش تا عنبسه بن مصعب كه نزد امام ششم ( ع ) رفتيم كه ميخواست به مكه رود ، فرمود براى ما سفره گستردند و فرمود : بخوريد و خورديم و كوتاهى ميكرديم باز فرمود بخوريد و خورديم ، فرمود نخواستيد ، نخواستيد ، راستش گفته‌اند : دوستى مردم را با خوراكشان بسنجيد ، گويد پس بىرودروايستى خورديم . 8 - همان : بسندش از يونس بن ربيع كه امام صادق ( ع ) خوراكى خواست و حليم آوردند بما فرمود : نزديك شويد و بخوريد گويد : آن گروه رو آوردند و كوتاهى ميكردند ، فرمود : بخوريد همانا دوستى مرد براى برادرش در خوردن او روشن شود پس رو كرديم به اطراف سفره