تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
21 - همان : بسندش از امام ششم ( ع ) كه هر كه ستمكارى را در ستمش معذور داند خدا بر او مسلط كند كسى را كه ستمش كند و اگر نفرين كند اجابت نشود و بر ستمى كه كند اجرى ندارد . 22 - همان : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه ميفرمود : هر كه بستمكارى در ستمش كمك كند پيوسته خدا عز و جل خشمگين باشد بر او تا از كمك بوى دست بردارد . 23 - قصص الأنبياء : بسندى تا امام صادق ( ع ) ، فرمود : در زمان موسى ( ع ) پادشاه جبارى بود كه به ميانجگيرى بنده صالحى حاجت مؤمنى را بر آورد و آن پادشاه و آن بنده صالح ميانجى در يك روز مردند ، و مردم براى آن شاه به پا خاستند و سه روز بازار را بستند و آن بنده صالح در خانه‌اش افتاده بود و جانوران زمين روى او را خوردند و موسى پس از سه روز او را ديد و گفت : پروردگارا آن دشمنت بود و اين دوستت خدايش وحى كرد اى موسى اين دوست من از آن جبار حاجتى خواست و آن را بر آورد و او را از آن مؤمن پاداش دادم و جانوران زمين را بر خوبيهاى روى اين مؤمن مسلط كردم بسزاى درخواست او از آن جبار . 24 - همان : بسندش تا رسول خدا ( ص ) فرمود : بهترين صدقه از زبانست كه جانها را محفوظ سازد ، و بديها را دفع كند ، سود به برادر مؤمنست ، سپس فرمود : يك عابد در بنى اسرائيل كه از همه عابدتر بود براى حوائج مردم نزد پادشاه كوشا بود و او با اسماعيل پسر حزقيل برخورد و به او گفت در اينجا باش تا نزد تو برگردم ، و نزد شاه كه رفت فراموشش كرد و اسماعيل تا يك سال همان جا ماند ، و خدا برايش گياهى روياند كه از آن مىخورد ، و چشمه‌اى روان كرد ، با ابرى سايه‌اش افكند و روزى شاه براى تفريح بيرون شد و عابدش همراهش بود و اسماعيل را ديد و گفت : اسماعيل تو هنوز اينجا هستى ؟ گفتش تو گفتى از اينجا مرو و من نرفتم و او را صادق الوعد ناميدند ، و بهمراه شاه يك زورگو بود گفت : پادشاها اين مرد دروغ ميگويد من از اين بيابان گذر كردم و او را در اينجا نديدم ، اسماعيل گفت : اگر من دروغ‌گو باشم خدا بهتر عضوت را كه به تو داده بكند فرمود : دندانهاى آن زورگو فرو ريخت و او گفت : من بر اين بنده صالح دروغ گفتم از او بخواه دعا كند كه دندانهايم به من برگردند كه من پير سالخورده‌ام شاه از او خواست ، گفت : دعا ميكنم به او گفت هم اكنون ؟ گفت : نه و آن را تا سحر پس انداخت سپس دعا كرد . سپس فرمود : اى فضل بهتر زمانى كه بدرگاه خدا دعا كنيد سحرها باشند ، خدا فرموده ( 18 - الذاريات ) و در سحرها آنان از گناه خود آمرزشخواهند . گويم : برخى احكام در باب احوال ملوك و امراء گذشت و برخى هم در باب كليات