و فرمود ( ص ) : هر وكيل محاكمه ظالمى شود يا كمكش دهد در آن و ملك الموت به او فرود آيد گويدش مژدهگير بلعن خدا و آتش دوزخ و سرانجامى بد ، و فرمود ( ص ) : آگاه هر كه تازيانهاى پيش سلطان جائر بياويزد خدا آن را مارى آتشين سازد بدرازى هفتاد ذراع و در آتش دوزخ آن را به وى مسلط كند و چه بد سرانجامى است ، و نهى كرد از پذيرش دعوت فاسقان بخوراكشان .
4 - امالى طوسى : در وصيت امير مؤمنان هنگام وفاتش : دوستدار صالح را براى خوبيش و با فاسق مدارا كن براى حفظ دينت و دشمنشدار با دلت .
5 - تفسير قمى : محشور كنيد كسانى كه ستم كردند و ازواجشان را " فرمود : ستم كردند بآل محمد در حق آنها و فرمود : ازواج آنها همگنان آنها باشند و از اين امور شبهه ناك دورى كند و چون از امور شبهه ناك پرهيز نكند ندانسته در حرام افتد ، و چون ناروا بيند و جلوش نگيرد با قدرت بر آن دوست دارد خدا نافرمانى شود و كسى كه آن را دوست دارد بدشمنى با خدا برخاسته ، و هر كه زنده ماندن ستمكاران را خواسته خواسته كه خدا نافرمانى شود راستش خدا تبارك و تعالى خود را بر نابود كردن ظالمان ستوده و فرموده ( 25 - الانعام ) پس بريده شد دنباله مردمى كه ستم كردند
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
.
تفسير قمى مانندش را آورده .
8 - قرب الاسناد : بسندش تا على بن يقطين كه نوشت به امام كاظم ( ع ) دلم مىگيرد از اين كارگزارى سلطان ، وزير هارون بود ، قربانت اگر اذنم دهيد از او بگريزم ، جواب آمد كه به تو اذن ندهم از كارشان بدرائى تقواى خدا را پيشه كن و يا چنان كه فرمود : 9 - خصال : در سفارش نبى ( ص ) بعلى ( ع ) اى على سه تا قساوت قلب آورند : گوش كردن لهو ، شكار كردن ، بدربار سلطان آمدن .
10 - همان : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه چهار تا دل را تباه كنند و در دل نفاق رويند چنانى كه آب درخت را : گوش دادن بآواز لهوى ، و بيشرمى ، و آمدن بدربار سلطان و دنبال شكار رفتن .
11 - همان : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه سحت انواع بسياريست يكى آنچه از كار كارگزاران ستمكار بدست آيد و يكى مزد قضاوت ، و يكى مزد فاحشهها و بهاى مى و نبيذ ( آبجو ) و اما پس علم بحرمت آن و اما رشوه گرفتن اى عمار ( راوى حديث است ) در احكام راستى كه كفر بخداى بزرگ و رسول او است .
12 - همان : در سفارش پيغمبر ( ص ) بعلى ( ع ) هشت كس اگر اهانت شوند جز خود را ملامت نكنند : آنكه بر خوانى رود بىدعوت ، آنكه بميزبان حكمفرمائى كند ، و خواستار خير