تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
موسى بن جعفر چه كار ؟ گفت : اين سخن را واگذار به خدا اگر خوشرفتارى تو نبود البته تو را مىكشتم . 35 - جامع الاخبار : پيغمبر ( ص ) فرمود : هر كه با ستمكارى راه رود تا كمكش كند البته از اسلام بدر است ، و امام باقر ( ع ) فرمود : ستمگر و ياورش و راضى به ستمش سه شريك باشند و فرمود ( ص ) : بدتر مردم مثلث است ، گفته شد يا رسول الله مثلث كدام است ؟ فرمود : آنكه نزد سلطان بد برادرش گويد و خود را نابود كند و برادرش را و هم سلطان را ، و فرمود ( ص ) هر كس بهمراه ظالمى راه رود جرم كرده . 36 - كفايه : بسندش تا عبد الغفار بن قاسم كه به امام باقر ( ع ) گفتم : چه گوئى در باره رفتن پيش سلطان ؟ فرمود : براى تو روا نيست ، گفتم : بسا من بشام روم و نزد ابراهيم بن وليد شوم فرمود : اى عبد الغفار رفتن تو پيش سلطان بسه چيز ميكشاند : دوستى دنيا ، فراموشى مرگ و نارضايتى بدان چه خدايت داده گفتم : يا ابن رسول الله من عيال وارم و آنجا براى تجارت و سود ميروم در اين باره چه فرمائى ؟ فرمود : اى بنده خدا من تو را به ترك دنيا واندارم بلكه به ترك گناهان ترك دنيا فضيلت است و ترك گناهان فريضه ، و تو بانجام فريضه نيازمندترى از كسب فضيلت گفت : دست و پايش را بوسيدم و گفتم پدر و مادرم قربانت يا ابن رسول الله علم صحيح را نيابيم جز نزد شما گويم تمام آن در باب نصوص است . 37 - تنبيه الخاطر : از امام باقر ( ع ) كه على ( ع ) مىفرمود : همانا آن ( يعنى حقيقت بندگى ) رضا و خشم است ، و جز اين نبود كه ناقه ( ناقه صالح ) پى نكرد جز يك مرد و چون ديگران راضى بودند به همه عذاب رسيد ، و چون امام عادلى پديدار شود هر كه به حكم او راضى باشد و او را در اجراء عدل يارى دهد دوست و وابسته او شود ، و چون پيشواى ستم و ناحق پديد شود هر كه به حكم او راضى باشد و او را بجور و ستمش يارى دهد وابسته و دوست او گردد . طلحه بن زيد از امام ششم كه فرمود : خود ستمگر و ياور او و راضى به كار او سه شريكند . 38 - اختصاص : بسندش تا سدير كه امام ششم ( ع ) فرمود به من آيا به تو مژده ندهم ؟ گفتم : چرا خدا مرا قربانت كند فرمود : آگاه باش كه هيچ سلطان ستمگرى نيامده و نيايد جز كه با او كمكى است از طرف خدا كه دفع كند از دوستان خدا شر آنان را . 39 - همان : بسندش تا اسحاق بن عمار كه مردى از امام ششم ( ع ) پرسيد از وارد شدن در كار سلطان ؟ فرمود : آنها در كار شما وارد شوند يا شما وارد شويد در كار آنها ؟ گفت : آنها بر ما وارد شوند فرمود : باكى در آن نيست . 40 - همان : بسندش تا امام باقر ( ع ) فرمود : هر كه نزد سلطان جائرى رود ( تا آخر ) .