تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
الله ؟ فرمود : آنست كه چون خشنود شود بگناه و باطل نكشاندش و چون خشم كند به ناحقش نكشاند ، و چون قدرت يابد بدان چه حق ندارد دست دراز نكند . گويم : با سند ديگر در باب صفات مؤمن گذشت . 17 - محاسن : بسندش تا امام صادق ( ع ) كه ميفرمود : خيرخواه خدا نباشد بنده‌اى پيش خود كه حق را بدهد و حق را براى خود بگيرد جز كه دو خصلت به او داده شود ، روزى فراوان و رضايت خدا كه او را نجات بخشد . 18 - اختصاص : بسندى از رسول خدا ( ص ) كه هر كه سه خصلت دارد خصال كامل ايمان را دارد ، آنكه خشنود او را به باطل نكشاند و خشم او را از حق بدر نبرد ، با قدرت دست بدان چه حق ندارد نيازد . امالى طوسى : بسندى مانندش را آورده . 19 - نوادر راوندى : بسندى از رسول خدا ( ص ) كه خوشا به حال آنان كه پيش افتند بسوى سايه عرش ، گفته شد كيانند يا رسول الله ؟ فرمود : آنان كه چون حق را شنوند بپذيرند و چون از آنها خواسته شود بدهند ، و بر مردم حكم كنند چون حكم بر خود آنانند پيشروان بسايه عرش . 20 - امالى طوسى : بسندش تا ابى عبيده حذاء كه امام ششم ( ع ) به من فرمود : به تو خبر ندهم از سخت واجب خدا بر خلقش ؟ گفتم : چرا فرمود : سخت‌تر چيزى كه خدا به خلقش واجب كرده انصاف دادن از طرف خود بمردم است ، و همراهى كردن در مال با برادران مسلمان و بسيار ذكر خدا كردن ، آگاه باش مقصود من گفتن سبحان الله و الحمد لله و لا إله الا الله نيست و گرچه آن هم ذكر خدا است بلكه ياد خدا نزد حلال و حرام كه اگر طاعت است عمل كند و اگر گناه است وانهد . 21 - نهج البلاغه فرمود در تفسير قول خدا "
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ
- خدا فرمان دهد بعدل و احسان " كه عدل انصاف است و احسان بخشش . و در وصيتش به پسرش حسن ( ع ) فرمود : پسر جانم خود را با ديگران بسنج و دوست دار براى ديگرى آنچه براى خود دوست دارى ، و بد دار برايش آنچه براى خود بد دارى ستم مكن چونان كه نخواهى ستم كشى ، و نيكى كن چونان كه دوست دارى به تو نيكى شود . و از خود زشت شمار آنچه از ديگران زشت ميشمارى ، و بپسند براى مردم آنچه را از آنها براى خود پسندى ، آنچه ندانى نگو و آنچه دانى بگو ، و مگو آنچه نخواهى برايت گويند . 22 - كافى : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه در پايان خطبه‌اش ميفرمود : خوشا بر كسى كه