تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
رساند و قساس آنكه خبرگيرى كند و به ديگران رساند پايان كلام نهايه و بسا كه حديث تفسير شود به آن كه اين كار را حلال شمارد يا اينكه بهشت تا مدت عقوبت بر او حرام است يا اينكه بهشت مخصوصى بر او حرام است . 19 - كافى : بسندش تا امير مؤمنان ( ع ) فرمود بدان شما آنها كه سخن‌چينى كنند و دوستان را از هم ببرند و براى پاكان عيب جويند . بيان : شهيد ثانى قده در رساله غيبت در شمار ملحقات آن گفته : يكى نميمه است و آن سخن‌چينى براى ديگرانست چه با گفتار و يا كنايه و اشاره و رمز و اگر در آن ذكر نقص و عيب باشد غيبت هم هست و دو گناه است و نميمه هم از گناهان كبيره است خداى تعالى فرموده عيبجوى و دونده به نميمه سپس فرموده جفاجو و از آن پس بىپدر و وابسته يكى از علماء گفته : اين آيه دلالت دارد بر اينكه هر كه راز نگه ندارد و سخن‌چينى كند زنازاده است زنيم بمعنى بىپدر و وابسته است و خدا فرموده : واى بر همزه لمزه و بقولى همزه همان سخن‌چين است و خدا در شرح حال دو زن نوح و لوط فرموده ( 10 سوره التحريم ) آن دو زن به آن دو پيغمبر خيانت كردند و آنها براشان بدرگاه خدا سودى نداشتند و گفته شد بدوزخ رويد با واردان آن بقولى زن لوط از مهمانان او خبر برى ميكرد و زن نوح از اينكه او ديوانه است ، و پيغمبر ( ص ) فرمود : سخن چين بهشت نرود ، و در حديث ديگر ، قتات به بهشت نرود و آن هم همان سخن چين است . و روايت كه موسى ( ع ) در خشكسالى براى بنى اسرائيل باران خواست و خداى تعالى به او وحى كرد من از تو و همراهانت اجابت نكنم كه در ميان شما سخن‌چينى است و اصرار بر آن دارد موسى گفت : پروردگارا آن كيست تا بيرونش كنيم از ميان خود فرمود : من شما را از آن نهى كنم ، و خود سخن‌چين شوم ؟ و همه توبه كردند و آب به آنها داده شد . گويم : او اخبار بسيارى از خاصه و عام آورده سپس گفته : نمام بيشتر به كسى گفته شود كه به كسى گويد فلانى در باره تو چنين و چنان ميگفت و گرچه به زبان نباشد چنانچه در غيبت گذشت و معنى عامش كشف آنچه است كه بد آيد آنكه را كه از او نقل شده يا آنكه به او نقل شد يا ديگرى خواه بگفته يا كنايه يا رمز و اشاره و خواه آنچه نقل شده كردار باشد يا گفتار و خواه عيب كسى باشد كه از او نقل شود يا نه و حقيقتش فاش كردن راز و پرده برداشتن از هر چه كه كشف آن بد باشد بلكه شايسته است سكوت از بيان آنچه از حال مردم ديده شود جز آنچه سودى براى مسلمانى دارد يا جلوگيرى از گناهى باشد چون گواهى بر دزدى براى رعايت حق صاحب مال و اما اگر ديد كسى مال خود را نهان مىكند گفتنش