تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
چه خواهد به او بدهد و ثوابى نبرد و اينست شيطانها كه او را بگزند و از آن حضرت است كه برفاعة بن موسى كه بر او وارد بود فرمود : اى رفاعه به تو خبر ندهم از پرگناه‌تر مردم ؟ گفتم : چرا قربانت فرمود كسى كه كمك كند مؤمنى را با سخن خوبى ، سپس فرمود : بشما خبر ندهم به كمتر ثواب مردم ؟ گفتم : چرا قربانت فرمود : كسى است واگيرد از برادرش آنچه نيازمند آنست در كار آخرت يا دنيايش ، سپس فرمود : بشما خبر ندهم به پرگناه‌تر مردم ؟ گفتم : چرا قربانت فرمود كسى كه چيزى از گفتار يا كردارش بر او عيب گيرد يا او را واپس زند براى حقير شمردن او و تكبر بر او ، سپس فرمود : اى رفاعه حرف ديگرى هم برايت افزايم اى رفاعه : ايمان ندارد به خدا و نه محمد و نه على كسى كه برادر مؤمنش براى نيازى نزد او آيد و در روى او نخندد و اگر آن نزد او باشد به زودى بر آورد و اگر نه از ديگرى آن را بخواهد تا آن را بر آورد و اگر بر خلاف اين باشد پيوندى ميان ما و او نيست . 13 - امالى طوسى : بسندش از امام ششم ( ع ) كه هر مؤمنى از برادر مؤمنش حاجتى خواهد و او ميتواند آن را بر آورد و ردش كند خدا مسلط كند بر او در گورش مارى كه انگشتانش را بگزد . 14 - دعوات راوندى ( همين مضمون را آورده ولى گفته گوشتش را بگزد ) . 15 - عده الداعى ( صدر حديث شماره 5 را آورده تا آنجا كه : ذخيره شود آن حاجت و بر آن افزوده كه ) و هر كه روانه شود در انجام حاجت برادرش و خيرخواهى نكند برايش به همه توانش به خدا و رسولش و مؤمنان خيانت كرده ، و هر كه از شيعه ما كسى از برادرانش نزدش آيد و از او يارى طلبد در حاجتش و ياريش نكند با اينكه ميتواند خدايش گرفتار كند بانجام حوائج دشمنان ما تا بدان عذابش دهد ، و هر كه حقير شمارد مؤمن فقيرى را و او را سبك گيرد براى اينكه كم دارد خدا روز قيامت در برابر همه مردم او را انگشت‌نما كند و حقيرش سازد و پيوسته بدخواه او باشد و هر كه در برش بدگوئى از برادر مؤمنش شود و او را ياد كند و كمك كند خدايش او را در دنيا و ديگر سرا يارى كند و هر كه ياريش ندهد و از او دفاع نكند خدايش به خود وانهد و حقيرش كند در دنيا و آخرت . 16 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه فرمود : هر مؤمنى دريغ دارد از مؤمن چيزى را كه بدان نياز دارد با اينكه بدان تواناست از نزد خودش يا ديگرى خدا عز و جل روز قيامت او را وادار سياه رو و زاغ چشم و دستها به گردن بسته و گفته شود اينست خائنى كه به خدا و رسولش خيانت كرده سپس او را بدوزخ فرمان دهند . بيان : زاغ چشم گويا اشاره است بقول خداى تعالى ( 102 سوره طه ) و محشور كنيم