عرش آويزد ، و رشته ارحام مؤمنان بدان در آويزد و گويد :
پروردگارا صله كن هر كه با ما صله داشته و قطع كن هر كه با ما قطع كرده و خداى تبارك و تعالى ميفرمايد : من رحمانم و تو رحمى ، نامت را از نامم باز گرفتم ، و هر كه تو را صله كند با او صله كنم ، و هر كه تو را قطع كند از او قطع كنم ، و از اين رو رسول خدا ( ص ) فرمود : رحم پيونديست از طرف خدا عز و جل .
و بنقل مسندى تا قاسم بن سلام است كه گفته در معنى اين قول پيغمبر ( ص ) " شجنه " يعنى خويشاوندى در هم پيوسته مانند پيوست ريشهها ، و اينكه گويند : حديث ذو شجون است يعنى بهمدگر چنگ انداختند .
و يكى از دانشمندان گفته : درخت متشجن آنست كه شاخههايش در هم پيچند - تا گويد پيغمبر ( ص ) فرموده : فاطمه ( ع ) " شجنه منى " يعنى رشته پيچيدهايست از من آزاردم آنچه آزاردش ، و شادم كند آنچه شادش كند .
26 - از همان : بسندش تا رسول خدا ( ص ) فرمود : جبرئيلم خبر داد كه بوى بهشت از مسافت هزار سال يافت شود ، عاق آن را درنيابد ، و نه قطعكننده رحم ، و نه پير زناكار - تا پايان خبر .
27 - ثواب الاعمال : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه چون علم باشد و عمل نباشد ، و زبانها با هم باشند و دلها جدا از هم ، و ارحام از هم ببرند ، آنجا است كه خدا لعنتشان كند پس ناشنوا شوند و نابينا .
28 - سرائر : از ميسر آمده كه گويد : امام ششم فرمود : اى ميسر در عمرت افزوده شده چه كار ميكنى ؟ گفتم : مزدور بودم در دوران نوجوانى به پنج درهم ( سكه نقرهاى در حدود 12 نخود و اندى ) و آن را به دائى خود ميرساندم ( يعنى اين صله رحم سبب فزونى عمرم شده ) .
29 - غيبت طوسى : بسندش تا سالمه كنيز امام ششم ، گفت : من كنار بستر احتضار آن حضرت بودم ، بيهوش شد و چون به هوش آمد فرمود : بحسن نواده امام چهارم كه افطس لقب داشت هفتاد دينار طلا بدهيد و بفلان و فلان اين قدر ، من گفتم : به مردى پول ميدهى كه با تيغ بر تو يورش برد و ميخواست تو را بكشد ؟ فرمود : تو ميخواهى من از كسانى نباشم كه خدا عز و جل در باره آنها فرموده ( 21 : الرعد ) و آنان كه صله كنند آنچه را خدا فرموده : صله شود و بهراسند از پروردگار خود و بترسند از بدحسابى " آرى اى سالمه راستش خدا بهشت را آفريده و خويش ساخته و بويش را خوش نموده كه از مسافت دو هزار سال بمشام رسد ، و عاق ( والدين ) و قاطع رحم آن را نيابند .
30 - محاسن : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه مردى از تيره خثعم نزد رسول خدا ( ص ) آمد
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 62
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٢