از دو گامزدن يكم براى بستن رخنه صفى در راه خدا ( در صف جهاد ) و دومى براى احوالپرسى از خويشاوندى كه خير خود را قطع كرده .
8 - تفسير امام : و اما قول او تعالى " و
ذَوِي الْقُرْبى
" كه آنان خويشان پدر و مادرى تو باشند ، به تو گفته شده حقشان را بشناس چنانچه از بنى اسرائيل بدان پيمان گرفته شده و از شما امت محمد براى شناختن حق خويشان محمد كه آنان امامان بعد از او هستند و كسانى كه پهلوى آنهايند از آن پس از فرزندان خويشان .
امام ( ع ) فرمود : رسول خدا ( ص ) فرمود : هر كه رعايت كند حق خويشان پدر و مادرش را هزار هزار درجه در بهشت به او بدهند كه فاصله هر دو درجه به اندازه دويدن اسب تندرو باشد در صد سال يكدرجه از نقره باشد و ديگرى از طلا ، و ديگرى از لؤلؤ ، و ديگرى از زمرد و ديگرى از زبرجد ، و ديگرى از مشك ، و ديگرى از عنبر و ديگرى از كافور ، و آن درجهها از اين صنفند ، و هر كه رعايت كند حق خويشان محمد و على را به دو دهند از درجات فزون و ثوابهاى بيشتر به اندازه فزونى محمد و على ( ص ) بر پدر و مادر نژادى او .
9 - خصال : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه در بهشت درجهاى باشد كه نرسد بدان جز امام عادل ، يا صاحب رحمى كه بدانها صله كند ، يا عيالوارى كه پرشكيبا است .
گويم : در باب خمر گذشت از قول پيغمبر ( ص ) كه فرمود : سه تا به بهشت نروند : دائم الخمر ، و عقيدهمند به سحر و قاطع رحم .
10 - خصال : بسندش تا امام باقر ( ع ) فرمود : چهار چيز زودتر كيفر دارند : مردى كه در برابر احسان تو بدى كند ، و مرديكه تو بر او نتازى و او به تو بتازد ، و مرديكه با او در چيز هم پيمانى و تو پايبند وفاء هستى و او در مقام عهدشكنى با تو است و مرديكه با خويشانش پيوست دارد و آنها قطع كنند با او .
در خصال : ضمن وصاياى پيغمبر ( ص ) بعلى ( ع ) مانند آن آمده و بارها گذشت .
11 - خصال : در وصاياى ابى ذر به چند سند كه رسول خدا ( ص ) به من سفارش كرد صله رحم كنم و گر چه پشت كند به من و در باب اخلاق بد گذشت و هم جاى ديگر به چند سند از پيغمبر ( ص ) كه فرمود : قاطع رحم به بهشت نميرود .
12 - خصال : بسندى از امير مؤمنان ( ع ) كه قطع رحم سبب فقر است .
13 - در عيون و خصال : بسندى تا رسول خدا ( ص ) كه فرمود : چون به آسمانم بردند رحمى ديدم آويزان بعرش كه از رحمش به پروردگارش شكايت داشت به او گفتم : ميان تو و او در چه پدرى برخورد شود ؟ گفت : در پدر چهلم .