( 69 : سوره النساء ) و هر كه فرمانبرد از خدا و رسولش هم آنانند كه خدا بر آنها نعمت داده از پيغمبران و صديقان و شهيدان و نيكان ، و چه خوب رفيقانى باشند ، سپس فرمود : مقصود از نعمت يافته ، آنها نباشند كه نعمت مال و تندرستى دارند و گر چه همه اينها نعمت ظاهره خدا باشند مگر نبينى كه اينان گاهى كافران و فاسقان باشند و مامور نشديد دعا كنيد تا خدا شما را براهشان ارشاد كند ، و همانا مامور شديد .
كه دعا كنيد خدا شما را به راه آنان ارشاد كند كه خدا به آنها نعمت داده بايمان به خدا و تصديق رسول خدا ( ص ) و بولايت محمد و خاندان پاكش و به تقيه كه سالم مانيد از شر بندگان خدا و از فزونى گناه دشمنان خدا و كفرشان و باينكه با آنها مدارا كنى و آنها را واندارى به آزار كردن خود و مؤمنان ديگر ، و يا شناخت حقوق برادران مؤمن زيرا هيچ مرد و زنى نباشد كه دوستدار و پيرو محمد و خاندانش باشد و دشمن دشمنانشان جز كه خدا او را از عذاب خود در دژ استوار و زير سپر نگهدارى برگيرد ، و هيچ مرد و زنى نباشد كه با بندگان خدا بهترين مدارا را داشته باشد ، و در باطل آنها در نيايد و از حق بدر نشود جز كه خدا نفس او را تسبيح سازد ، و كردارش را پاكيزه كند و به او صبر دهد در رازدارى ما و تحمل خشم آنچه از دشمنان ما شنود ، و ثواب كسى دارد كه در راه خداى تعالى در خون خود بغلطد .
و هيچ بنده خدا نيست كه خود را وادارد باداى حقوق برادرانش و تا تواند آنها را بپردازد ، و هر چه در امكان دارد به آنها بدهد و از آنها راضى باشد كه از او درگذرند ، و خرده بر آنها نگيرد ، و از لغزشهاى آنان در باره خود چشم پوشد جز كه خدا عز و جل روز قيامت به او فرمايد : اى بنده من حقوق برادرانت را پرداختى و بر آنها خرده نگرفتى در آنچه از آنها بستانكار بودى و من بخشندهتر و كريمتر و سزاوارترم باينكه مانند كار تو را از مسامحه و بزرگ منشى انجام دهم ، و من امروز حقى را كه به تو وعده دادم بپردازم ، و از فضل واسع خود بر آن افزايم ، و خرده نگيرم بر تو در تقصير پارهاى از حقوق خودم ، و او را بمحمد و خاندانش رساند و آنها هم او را در شيعه خوب خود درآورند .
23 - همان در تفسير قول خدا عز و جل " و بدهيد زكات را " يعنى از مال و جاه و نيروى خود ، زكات مال همراهى با برادران مؤمن تو است و زكات جاه و اعتبار اينست كه آنها را برسانى به آنچه از آن در مانند براى ناتوانى خود از هر نيازى كه در دل دارند ، و زكات نيرو كمك به آنها است كه برادرت الاغش يا شترش در بيابان يا در راه افتاده و دادرس ميخواهد و دادرسى به او كمك ندهد تا بارش را بر آن باركش نهد ، و او را سوار كنى و برپا كنى تا بكاروان
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٤٦