تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
آموزد ، سپس فرمود : پدرم مرا به سه چيز امر كرد و از سه تا نهى كرد ، و در آنچه به من گفت اين بود كه : پسر جانم هر كه يار بد گيرد سالم نماند ، و هر كه به جاهاى بد درآيد تهمت زده شود ، و هر كه زبانش را نگه ندارد پشيمان گردد الخ . 8 - همان : بسندش تا امام باقر ( ع ) ، فرمود : نزديكى و دوستى مكن با چهار كس : احمق ، بخيل ، ترسو ، دروغگو اما احمق خواهد سودت رساند بعوض زيانت رساند ، و اما بخيل از تو بگيرد و به تو ندهد ، و اما ترسو از تو و والدينش گريزد و اما بر دروغگو بسا كه راست گويد و باورش نكنند . 9 - امالى طوسى : بسندش تا امام صادق ( ع ) فرمود : بپرهيز از صحبت احمق كه هر چه به او نزديكتر شوى به بدكردن با تو نزديكتر شود . 10 - همان : بسندش تا رسول خدا ( ص ) ، فرمود : چهار تا دل تباه كنند ، خلوت با زنها بهره بردن از آنها ، عمل براى آنها ، و همنشينى با مرده‌ها ، گفتند : يا رسول الله همنشينى با مرده‌ها چيست ؟ فرمود : همنشينى با هر گمراه بىايمان و جور كن از احكام . 11 - همان : بسندش تا زيد بن على كه در جواب پسرش يحيى چه كسى سزا است كه از او حذر شود ؟ فرمود : سه كس دشمن بدكار و دوست عهدگسل ، و سلطان ستمكار . 12 - همان : بسندش تا رسول خدا ( ص ) هر كس همدين دوست خود است ، پس بايد بنگرد هر كه از شماها با كه دوستى مىكند ؟ . 13 - همان : بسندش تا امام صادق ( ع ) ، فرمود : در سفارش ورقه بن نوفل بخديجه است كه بپرهيز از صحبت احمق دروغزن كه خواهد سودت رساند بعوض زيانت رساند و دور را به تو نزديك نشان دهد و نزديك را دور ، اگر امينش كنى خيانتت كند ، و اگر امينت كند اهانت كند ، اگر حديثت گويد : به تو دروغ گويد ، و اگر حديثش گوئى دروغگويت شمارد ، تو را چون سرابى شمارد كه تشنه آبش پندارد و چونش رسد چيزى نيابدش . 14 - علل : بسندش تا رسول خدا ( ص ) فرمود : دشنام ندهيد بقريش و دشمن نداريد عرب را ، و خوار نكنيد موالى ( مسلمانان جز عرب ) را ، و در ميان خوز ساكن نشويد ، و از آنها زن مگيريد كه رگ بيوفائى دارند . 15 - همان : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه بهشام فرمود : نبطيان ( ساكنين كنار خليج فارس ) نه عربند و نه عجم ، از آنها سرپرست و ياور انتخاب نكنيد كه اصلى بيوفاء دارند . 16 - همان : بسندش تا امام چهارم ( ع ) ، فرمود نتوانى با هر كه خواهى بنشينى زيرا