تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
11 - محاسن : بسندش تا امام ششم ( ع ) ، ميفرمود : هر كه نابجا دوست دارد دنباله ندارد . 12 - فقه الرضا : روايت است كه اگر خواهى نعمتت بر جا باشد و مروتت بكمال و زندگيت به گردد ، بنده‌ها و زبونان را در كارت شريك مكن كه اگر آنان را امين سازى به تو خيانت كنند و اگر حديثت گويند دروغت گويند ، و اگر شكست خورى تو را وانهند ، و بر تو رواست كه با خردمند يار شوى كه اگر بخشش را نپسندى از خردش سود گيرى ، از بدخوى كناره كن ، و صحبت كريم را وامگذار كه اگر عقلش را نپسندى بعقل خود از كرمش بهره‌گيرى ، و تا توانى از احمق پست بگريز . 13 - سرائر : بسندى تا رسول خدا ( ص ) ، فرمود : چون باغى از باغهاى بهشت را ديديد در آن بچريد ، گفته شد : يا رسول الله باغ بهشت چيست ؟ فرمود : انجمنهاى مؤمنان . 14 - نوادر راوندى : بسندش تا رسول خدا ( ص ) فرمود : از علماء بپرسيد ، و با فرزانگان بياميزيد ، و با فقراء همنشين شويد . 15 - الدره الباهره : ابو محمد عسكرى ( ع ) فرمود : بهترين دوستانت آنكه گناه تو را به گردن خود گيرد . 16 - نهج البلاغه : در وصيت بحسن ( ع ) فرمود : با نيكان قرين باش تا از آنان باشى و از بدان جدا شو تا از آنها جدا باشى . 17 - كنز كراچكى : روايت است كه سليمان ( ع ) فرمود : در باره كسى هيچ قضاوت نكنيد تا ببينيد با كه يار است همانا مرد شناخته شود بهمگنان و همنشينانش ، و او را به ياران و همسرانش وابندند . و در كامل روايت است كه عبد الله بن جعفر دوستش را در انجمن خود نيافت و سپس او آمد به او گفت كجا نشست كردى ؟ گفت : با دوستم بيكى از عرصه‌هاى مدينه بيرون شدم ، گفتش اگر بصحبت مردم ناچارى بر تو است كه با كسى رفيق باشى كه در حضورش زيور تو باشد ، و اگر از او غايب شوى آبرويت را حفظ كند ( بدگوئى تو نكند ) و اگر به او نيازمند شوى كمكت دهد ، و اگر رخنه‌اى در كارت بيند آن را ببندد ، يا اگر كار خوبى آن را به حساب گيرد و اگر به تو وعده دهد نوميدت نكند ، و اگر با او درآئى دورت نيندازد ، و اگر خواهشى كنى به تو بدهد ، و اگر لب بندى از طلب او آغاز كند . 18 - اعلام الدين : بروايت جابر بن عبد الله از پيغمبر ( ص ) فرمود : ننشينيد مگر نزد