« وهو نمط آخر الهى وأسلوب جديد قدسي لا يعرف قدره الاعالم احدى ولا يدرك غورة الاعارف حقي . »
با بىپروائى وبىاعتنائى از تهمت تكفير به الهام ومكاشفه رو آورده است . اين بنده نيز ، سخن خود را با حديث قدسي وبا استرجاء تبرك وتيمن از پيشگاه احديت ، پايان مىدهم . قال رسول الله صلى الله عليه وعلى آله وسلم :
« ومن تعلم وعمل وعلم ، دعى في الملكوت عظيما » « 1 »
اشارتى به كيفيت تصحيح
در تصحيح ايقاظالنائمين ، نخست نسخهء أول را كه متعلق به حقير است وبه نسبت نسخه انستيتوى إيران وفرانسه ، خطى خواناتر واشتباهات ونقائصى كمتر دارد ، أصل قرار دادم ومطالب آن را با نسخهء أخير مقابله كردم وآنچه را پس از اين مقابله ويا مراجعه به كتابهاى ديگر ملاصدرا ، درست يافتم ، پذيرا شدم ؛ در پارهاى موارد ، عبارات هر دو نسخه مضطرب بود ويا افتادگى داشت . بالضرورة به متونى كه موضوعا با آنچه در كتاب ايقاظالنائمين آمده تناسب وشباهت داشت مراجعه كردم ؛ بيش از همه أسفار ودر مراحل بعد ، شواهدالربوبيه ، عرشيه ، اسرارالايات ، مشاعر ، شرح أصول كافى ومفاتيحالغيب ، مورد استفاده بودهاند . از ذكر همگى سهوالقلمهاى كماتبان مخصوصا در موارد مطابقت ضمائر يا اغلاط املائى كه شمارشان بسيار بود خوددارى ورزيدهام وتنها به اشتباهاتى كه به مفهوم عبارت لطمه مىزده أشارت رفته است .
بهسبب آنكه صدرالمتالهين حافظهاى سرشار وقريحهاى وقاد داشته ، علاوة بر قرآن وأحاديث ، بسيارى از متون فلسفي وعرفانى را از بر داشت ه است . ودر تاليفات خود ، بدون مراجعه به مآخذ ، بهعنوان نقل قول عباراتى را ذكر مىكند كه گاهى ممكن است جمله يا ك لمهاى حذف شده باشد .
در تصحيح كتاب گاهى به چنين مواردى برخوردهام كه ناگزير به متن اصلى مراجعه وعنداللزوم در پاروقى عين عبارت كتاب منقولعنه را آوردهام .
مخصوصا در نقل قولهائى كه مصنف از شيخ اشراق ، محىالدين عربى وصدرالدين قونوى كرده است . در بارهء آيات قرآن كريم ، چون هنگام مطالعه ، شمارهء آية وسوره بيشتر مورد نياز آنى خواننده گرامى تواند بود ، ترجيح دادم كه مشخصات آيات را در ذيل صفحات ذكر كنم تا موجب سرگردانى
هامش
( 1 ) الفتح الرباني ، از شيخ عبد القادر جيلانى چاپ لاهور 1977 ، ص 232