ابو العتاهيه باحمد بن يوسف نوشت ، شعر :
اگر پس از امروز به تو بازگردم ظالم باشم * خود را بدان جا منصرف سازم كه مكارم را جويد كى كامجو شود آنكه بامداد بدر خانهء تو آيد * با اينكه نيمى از تو در پرده است و نيمى در خواب چون قتيبة بن مسلم ابو مجلد را متهم ساخت ، ابو مجلد به او گفت :
وارسى و تحقيق كن در بارهء اتهام من زيرا وارسى نيمى از عفو و گذشت است .
گفتند : مسافرت نيمى از عذاب است .
سعيد بن ابى مردويه گفت : اگر مرا نيمى از چهره و نيمى زبان باشد بهتر است با همهء زشتى آن از اينكه دو رو و دو زبان باشم و دو قول مخالف بگويم .
و يكى گفته و سروده :
زبانم را گشودم و سپس نيمى از آن را در بند كشيدم * و در مدح تو نيمى از زبانم آزاد است و اگر تو بوعدهها كه به من دادى عمل نكنى مرا رها كردى * و ماندهء از زبانم هم از شكر تو در بند است روى گورى اين نوشته يافت شد ، شعر :
اى گور تو از من گرفتى همدمى را * او را پيش بردى و مرا جا نهادى گرفتى نيم جان را از تن من * او را بگور كردى و نيمى از مرا وانهادى و گفتند : اگر كنيزى برگيرى بايدت سپيد اندام باشد زيرا سپيدى نيمى از زيبائى است .
از ابن عيينه است ، شعر :
راستى دنيا همانست كه ديده را جادو مىكند با روى باز * نيمى از نامش را دزديدند چون او دنيا و آخرت است هر دو ( گويا اين شعر را در وصف معشوقهاى بنام دنيا سروده است ) .
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 205
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٢٠٥