عبارت در جز امر و فرمان هم بر سبيل مجاز گفته شود چون سؤال و اباحه و آفرينش و مسخ و تهديد « 1 » .
امر مطلق معنى وجوب دارد و استحباب را نرساند مگر بدليل ديگر كه به آن ضميمه شود و دلالت كند بر رخصت در ترك چون فرمان بوقتى وابسته شده ( چنانچه گويد صبح جمعه غسل كن ) بايد آن كار را در اول آن وقت انجام داد و اگر امر مطلق باشد بايد بدان مبادرت كرد و شتاب نمود .
انجام مأمور به بيش از يك بار واجب نيست مگر دليلى بر وجوب تكرار باشد و اگر امر مكرر باشد بايد فعل را تكرار كرد مگر دليلى باشد كه تكرار براى تأكيد است .
اگر دو امر بيك فعل صادر شود بطور عطف اگر در متعلق خود يكى باشند دليل بر تأكيد باشد و يك انجام دارند و اگر تفاوت دارند هر كدام حكم خود را دارند .
اگر دو خبر بيك مضمون باشند حكم آنها چون دو امر باشد .
امتثال امر سقط تكليف است و كارى كه واجب شده بانجام رسيده .
اگر صدور امر پس از نهى از كار باشد معنى اباحه دهد نه وجوب مانند فرمودهء خدا :
فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ
: چون نماز خوانده شد ( نماز جمعه ) پراكنده شويد در زمين ( يعنى بدنبال كار و كسب ) كه پس از اين فرمان آمده است : چون اذان نماز را در روز جمعه گفتند بشتابيد بسوى ذكر خدا ( يعنى نماز جمعه ) .
هر گاه فرمان صادر شد بانجام يكى از چند كار بطور تخيير مكلف ، مانند كفاره يمين هر كدام از آنها واجب باشد كه مكلف آن را اختيار كند و همه با هم واجب
هامش
( 1 ) سؤال بمعنى درخواست و خواهش است كه در مقام دعا و التماس آرند مانند« رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا »اباحه براى رخصت در فعل باشد چون« كُلُوا وَ اشْرَبُوا »آفرينش مانند « كن » در جملهء« كُنْ فَيَكُونُ »كه بيان آفرينش خدا است .
و مسخ مانند «كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ» كه مانند همان آفرينش است و تهديد چون «قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ» .