فصل - از سخنان امير مؤمنان عليه السّلام و آداب آن حضرت در فضل خموشى و نگهداشتن زبان
14 - هر كه داند سخن او از كردارش به حساب است كم گويد جز در آنجا كه او را بايست باشد .
15 - هر كه پر گويد پر خطا كند و كم حيا كند و هر كه كم حياء دارد كم باشد پارسائى او و هر كه پارسائى او كم باشد دلش مرده است و مرده دل بدوزخ رود .
16 - چون بدانش و ادب دستى ندارى خموشى پيشه كن .
17 - عافيت ده جزء دارد و نه جزء آن در خموشى است جز از ذكر خدا عز و جل .
18 - بسا نگاهى كه افسوس آرد و بسا سخنى كه نعمت برد ، هر كه بر زبانش مسلط است ( و سخن بجا گويد ) قومش او را فرماندهء خود كنند ، مرد به پا بلغزد و بهبود شود و زبانش لغزش كند و سرش بريده شود .
19 - زبانت را نگهدار زيرا سخن در بند آدمى باشد و اگرش رها كند آدمى در بند او باشد ، سرانجام دروغ بدتر سرانجام است ، بهتر گفتار راستگوئى است كه در آن سلامت و استوارى باشد .
20 - نگهبانى بهتر از خموشى نباشد . بپرهيزيد از سخن چينى كه مايهء كينهها است ، هر كه زير فرمان زبانش باشد خود را خوار كرده ، خموشى يك روشنى است ، خدا زيبائى زن را در چهرهء او نهاده و زيبائى مرد را در گفتارش .