با بديها تا نابود شوند و پرداختن بهر كدام جلوگير از ديگر است و كار بسامان نرسد و چون فرزانگان ديدند راهى بانجام آنها نيست آن را رها كردند كه فانى است براى بدست آوردن نعمت پاينده .
فصل : در بارهء آرزو
11 - روايت است كه خدا تعالى فرمود : اى آدميزاده روزيت ميرسد و تو غم آن دارى و عمرت ميكاهد و بر آن اندوه ندارى ميجوئى آنچهات سركش كند و دارى آنچه تو را بس است .
12 - رسول خدا فرمود : هر كه آرزو دارد فردا زنده ماند آرزو دارد هميشه بماند .
يك عارفى گفت آرزوها پايان ندارند و زنده به هيچ نسازد و گفتهاند هيچ بنده پيرو آرزوى خود نشود جز كه از كار خود كوتاهى كند و باز گفتهاند بازت ندارد آرزوى دراز از ياد عمر كوتاه و ديگرى گفته هر كه مهار آرزو را سر داد و رها كرد با مرگ خود بلغزيد و بسر درآمد ، ديگرى گفته : چون بآرزويت رسيدى مرگت نزديك شده و چون مرگت در رسيد آرزويت بر باد رفته .
آرزو ميداشتم پنجاه سال * بود در پيش و پسش انداختم
گنج بود از زندگى و باختم * در قمار روزگار انداختم
گر كه عمرم بود صد پشتم شكست * ياد تضييعى كه در آن ساختم
« 1 »
فصل : در ياد مرگ
13 - روايت است كه در تورات نوشته : اى آدميزاده نخواه كه بميرى تا توبه كنى و تو توبه نكنى تا بميرى .
هامش
( 1 ) متن عربى اشعارخمسون عاما كنت املها * كانت امامى ثم خلفتها
كنز حياة لى انفقته * على تصاريف تطرفتها
لو كان عمرى مائة هدنى * تذكرى انى تسوفتها