تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
زان نماند جز دلى آگنده از ترس و هراس * دائم از اندوه و غم باشد دچار خفقان به زير پرده ميكاود براى ماجراى حكمت * به گوش هوش بنيوشد هر آنچه آرم اندر زبان براى اينكه دائم مرده‌ام من دفن من فردا است * بماند اندكى فردا رود در سوى گورستان دهانى باز باشد از زمين چون گرسنه گرگى * بود در انتظار خوردنم چون گرسنه شيران درنگى مىكند اما غم آرد بر همه مردم * نمايد آن فلانى در عزاى آن فلان گريان بفردا با دهان باز خواهد مرده ديگر * نبينى روزيش لبها دو و باشد دهان عريان چگونه مىشود ؟ با آنكه قوت او فناى ما * نباشد جز همان مزدش عيان در پيش اين و آن روش اين است تا روزى كه نبود در زمين وارث * بجز ذات خداوندى نبينى كس ز انس و جان

برخى از متن عربى شعر :

و انى على عيب الردى في جوانبى * و ما كف من خطوى و بطش بناتى و ان لم يدع الا فؤادا مروعا * به غير باقى من الخفقان تلوم تحت الحجب تنفث حكمة * الى اذن تصغى لنطق لسانى

قطعه شعرى از ديگرى :

بسا تندرستى كه آسوده خوابد * رسد مرگ او چون كه در بستر آيد چه مرگش رسد ناگهان كى تواند * گريزد و يا چاره‌جوئى نمايد زنانش بگريند فردا كفن پوش * شنيدن ندارد ز جيغى كه آيد
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 92 | أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي / محمد باقر كمره‌اى