فصل : در آنچه در باره گورها و دفينهها روايت شده
بر سر گورى اين نوشته يافت شد : دشمنان را سركوب كرديم و دژها و گنجينهها ساختيم و بر آنچه بنگريد اكتفا كرديم ، بر سر گور ديگرى چنين يافتند : دنيا فانى است و ديگر سرا باقى ، هر كه بما نگرد روزى بما برسد .
گويند بگور ابى نواس اين شعرها را ديدند كه از ابى العتاهيه است .
پندت داد گورهاى خاموش * و وصف كرد زمانهاى گذشته و نهان سخن گفتى با ديدههاى پوسيده * و از پيكرهاى وامانده و مدهوش نمودت گورت در ميان گورها * و تو زندهاى و نمردى 178 - روايت كرده انس بن مالك كه رسول خدا ص فرمود : زير ديوارى كه خدا تعالى ياد كرده در قرآن خود كه : 82 - الكهف وزير آن گنجى داشتند ، آن گنج لوحى بود از طلا در آن نوشته بود : شگفتا از كسى كه مرگ را باور دارد چگونه شاد شود و شگفتا از آنكه قدر را باور دارد چگونه اندوه خورد و شگفتا از آنكه زوال دنيا و زير و رو شدن آن را بمردمش باور دارد چگونه دل بدان دهد ، لا إله الا اللَّه .
179 - از ابن عباس ره روايت است در حديثى كه گزارش داده در آن آمدن مردى جهنى را نزد رسول خدا ص و مسلمان شدن او را بدست پيغمبر ص و گفته روزى